استراتژیبدون دسته بندیخود مدیریتیمدیریت
موضوعات داغ

هنر شفاف اندیشیدن : خلاصه و نکات

در هنر شفاف اندیشیدن به گستره ای از خطاها و تعصبات اشاره شده است که روی فکر کردن و تصمیم گیریهای ما تاثیر میگذارند. این کتاب که در سال ۲۰۱۱ توسط رولف دوبلی منتشر شد در ۹۹ فصل کوتاه به خطاهای فکر کردن از جمله خطاهای شناختی تا تحریفات اجتماعی می پردازد.

هنر شفاف اندیشیدن

سوگیری ها

  • سوگیری دوام نگری یا بازماندگی : نوعی سوگیری و تعصب شناختی است که ذهن فقط نمونه های زنده و موفق را در نظر می گیرید و در نتیجه در داوری موقعیت خطا می کند.
  • توهم بدن شناگر : اشتباه گرفتن عامل انتخاب با نتیجه. ( به عنوان مثال: شنا کردن باعث ایجاد یک بدن خوش فرم برای شما میشود. در واقع شناگران عالی با یک ترکیب خوب برای شنا متولد شده اند.)
  • خوشه انگاری : توهمی که ما را متمایل به شبیه سازی الگویی در رویدادهایی می کند که به صورت تصادفی رخ می دهند.
  • تایید اجتماعی : مثل “خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو”نمونه ای از سوگیری تایید اجتماعی است. در این جهت گیری یا خطا فرد به منظور کسب تایید اجتماعی از رفتاری پیروی می کند که توسط جامعه تایید شود.
  • سوگیری هزینه هدر رفته : طبق این گرایش رفتاری، بسیاری از افراد تمایل دارند به خاطر سرمایه گذاری و هزینه های زیادی که برای کاری متحمل شده اند، به تلاش و کار خود ادامه دهند. این خطا را در استارت آپها به طور گسترده ای می توان مشاهده کرد.
  • تقابل : ما احساس می کنیم که هر وقت لطف یا کالای رایگانی را قبول کردیم، در عوض چیزی مدیون هستیم.
  • سوگیری تاییدی – confirmation bias : گرایش به جستجو در اطلاعات یا تعبیر کردن آنها به نحوی که باورها یا فرضیات شخص را تایید نماید.
  • سوگیری مرجعیت – Authority bias : تمایل برای در نظر گرفتن صحت بیشتر برای نظر یک شخص مرجع یا مشهور نسبت به سایرین و تاثیرگرفتن بیشتر از آن.
  • اثر کنتراست : ما در مورد چیزها در رابطه با چیزهای دیگر قضاوت می کنیم. ما همچنین تغییرات کوچک و تدریجی را در نظر نمی گیریم.
  • سوگیری در دسترس بودن – Availability bias : ما بر اساس مثالها و شواهدی که به راحتی به ذهن خطور می کنند، تصویری از جهان ایجاد می کنیم و یا استدلال می سازیم.
  • مغالطه ی قبل از بهتر شدن، بدتر میشود : یک نوع از سوگیری تاییدی. اگر مشکل ادامه یابد، پیش بینی تایید میشود. اگر شرایط بهتر شود، متخصص آنرا به توانمندی خود نسبت خواهد داد.
  • مغالطه یا سوگیری روایتگر : تمایل انسان برای درک جهان و پدیده های آن از طریق ساختن داستان.
  • پس نگری – Hindsight bias : با نگاه به گذشته، همه چیز روشن و اجتناب ناپذیر به نظر میرسد. “معما چو حل گشت، آسان شد.”
  • اثر بیش اعتمادی یا اعتماد به نفس کاذب : ما به طور سیستمی دانش و توانایی خودمان برای پیش بینی را دست بالا می گیریم.
  • دانش راننده : دانش لازم برای ساخت چیزی، طوری به نظر میرسد که انگار کسی چیزی از آن می فهمد. در حالی که در واقع نمی تواند آنرا درک کند.
  • توهم کنترل : ما اعتقاد داریم که اثرمان بیش از چیزی است که در واقعیت وجود دارد.
  • گرایش واکنش به مشوق ها : افراد با انجام آنچه که به نفع آنهاست به مشوق ها، پاسخ می دهند.
  • رگرسیون به میانگین : مقادیر متوسط حول یک میانگین در نوسان خواهند بود. کاهش یا افزایش عملکرد میتواند تصادفی باشد، نه لزوما بر اساس میانگین.
  • نتیجه نگری : ما تمایل داریم که تصمیمات را بر اساس نتایج ارزیابی کنیم، نه بر اساس فرآیند.
  • پارادکس انتخاب : وجود انتخاب های فراوان باعث فلج درونی ، تصمیمات ضعیف تر و ناراحتی از تصمیمات میشود. لزوما داشتن انتخاب های بیشتر بهتر نیست. سفت چسبیدن به تمام انتخابهای در دسترس باعث اتخاذ تصمیمات بد، اضطراب و نارضایتی میشود و حتی ممکن است ابتلا به بیماری افسردگی را به دنبال داشته باشد.
  • تعصب دوست داشتن یا پسندیدن : هر چه شخص را بیشتر دوست داشته باشیم، می خواهیم بیشتر از وی بخریم یا بیشتر به او کمک کنیم.
  • اثر مالکیت – Endowment effect : ما زمانی که مالک چیزی هستیم برای آن ارزش یا قیمت بیشتری قائل می شویم.
  • انطباق – Coincidence : ما تمایل داریم حوادث بعید را در چارچوب علت و معلول ببینیم، در حالی که در واقع احتمالا تصادفی هستند.
  • گروه اندیشی : در گروه، افراد از بیانهای متضاد اجتناب می کنند. ما تمایل داریم که با نتیجه اکثریت موافق باشیم.

درسی از هنر شفاف اندیشیدن : گروه اندیشی به اشکال مختلف می تواند باعث گمراهی گروه گردد. به طور مثال زمانی که گروه از مجموعه افراد مانند هم تشکیل شده باشند، میزان تعارض بیش از حد کم میشود و در نتیجه افراد شروع به تایید یک ایده از زوایای مختلف می کنند.

  • غفلت از احتمال : ما درک شهودی از میزان احتمال نداریم، و در عوض تمایل داریم که به اندازه اهیمت یک چیز به آن واکنش نشان بدهیم تا به اندازه احتمال آن.
  • خطای نایابی – Scarcity error : زمانی که چیزی نایاب می شود، محبوبتر میگردد.
  • غفلت از نرخ پایه : زمانی پیش می آید که شخص برای قضاوت درباره یک مساله، اطلاعات آماری را نادیده گرفته و به جایش به اطلاعات بی ربط توسط بجوید که به نظر خودش به مساله مربوط است.
  • سوگیری قمارباز یا سوگیری مونت کارلو : در این سوگیری فرد احتمال یک واقعه تصادفی را به صورت اشتباه به وقایع گذشته مرتبط می کند. در حالی که لزوما ارتباطی بین آنها برقرار نیست. اگر سکه برای سه بار شیر بیاید، هیچ دلیلی برای این نمیشود که بار چهارم خط باشد.
  • لنگرها : برای حدس زدن در مورد چیزی، از چیزی که به آن اطمینان داریم شروع کرده و سپس به سمت موضوع به جلو میرویم.
  • استقرا : تمایل به تعمیم تجارب شخصی به سطوح بالاتر.
  • مشکل بوقلمون : او زندگی خوبی را تا شب شکرگذاری سپری میکند. (و در شب شک گذاری به عنوان شام میل میشود.)
  • نفرت از دست دادن : ترس از دست دادن چیزی بیشتر از چشم انداز به دست آوردن چیزی با همان ارزش باعث انگیزش افراد میشود.
  • کم کاری اجتماعی : وقتی افراد با هم کار می کنند و عملکرد فردی به طور مستقیم قابل مشاهده نباشد، عملکرد افراد کاهش می یابد.
  • رشد نمایی : ما احساس قضاوتی خوبی برای رشد نمایی در مقابل رشد خطی نداریم.
  • نفرین برنده : برنده یک حراجی اغلب یک بازنده است.
  • خطای بنیادی اسناد : تمایل به دست بالا گرفتن اثر یک فرد و دست کم گرفتن عوامل خارجی و موقعیتی. “به دلیل تلاش خودم موفق شدم. بدون در نظر گرفتن عوامل کمکی بیرونی.”
  • علیت کاذب : وقتی که همبستگی را با علیت مخلوط می کنیم.
  • اثر هاله ای : وقتی یک جنبه از چیزی ما را خیره می کند و نمی توانیم تصویر بزرگتر را ببینیم یا عوامل دیگر را به طور عینی ارزیابی کنیم.
  • مسیرهای جایگزین : زمانی که نمی توانیم تمام نتایج احتمالی را در نظر بگیریم و نبابراین خر را دست پایین ارزیابی می کنیم.
  • توهم پیش بینی : ما گرایش داریم که به پیش بینی ها اعتقاد داشته باشیم، با وجود اینکه ممکن است پیش بینی پذیری ضعیف باشد.
  • مغالطه اتصال – Conjunction fallacy : زمانی که یک زیرمجموعه بزرگتر از کل مجموعه به نظر میرسد.
  • چارچوب بندی : بسته به نحوه ارایه موضوعات، در برابر موقعیت های مشابه واکنش متفاوتی نشان می دهیم.
  • سوگیری در عمل : ما احساس می کنیم که مجبور به انجام کاری هستیم، به ویژه در شرایط جدید یا متزلزل، حتی اگر با اقدام سریع یا خیلی زود اوضاع را بدتر کنیم.
  • تصعب تفریطی – Omission bias : تمایل به بی عملی در زمانی که هم عمل و هم بی عملی منجر به عواقب بی رحمانه شود. به طور مثال فردی از مسموم بودن ماده غذایی که رقیبش در حال خوردن آن است، آگاهی دارد. اما عکس العملی نشان نمی دهد.
  • خودخدمت گرایی – Self-serving bias : ما تمایل داریم که موفقیت را به خود و شکست را به عوامل خارجی نسبت دهیم.
  • تردمیل لذت گرایی – Hedonic treadmill : به شرایط جدید سازگار شده و قادر به پیش بینی صحیح احساسات خود در پاسخ به شرایط جدید نیستیم.
  • سوگیری خود انتخابی : تغییر خروجی با انتخاب ضعیف نمونه.
  • سوگیری در ارتباط : ایجاد ارتباطات نادرست بین چیزهایی که به هم پیوند ندارند، برقرار می کنیم. به طور مثال فرد حامل خبر بد را به دلیل ماهیت منفی خبر محکوم می کنیم.
  • شانس تازه کار – Beginner’s luck : یک پیوند کاذب با نتایج اولیه و گذشته ایجاد می کنیم.
  • ناسازگاری شناختی : ناسازگاری در افکار، عقاید و نگرشهایمان باعث می شود که برای حفظ وضعیت امور را مجددا تفسیر کنیم.
  • تخفیف هایپربولیک : در این سوگیری شناختی افراد ترجیح می دهند پاداشهای کوچک و سریع را انتخاب کنند تا اینکه به دنبال پاداشهای بزرگتر و دیرتر باشند. “سیلی نقد بهتر از حلوای نسیه.” نمونه ای از این خطای شناختی است.
  • توجیه “از آنجا که” : آوردن دلیل (هردلیلی) که باعث مطابقت بیشتر موضوع می شود.
  • خستگی تصمیم : اراده در طول روز کاهش می یابد، به ویژه زمانی که غذا نخورده ایم یا نخوابیده باشیم.
  • سوگیری سرایت – Contagion bias : باور اینکه صفات یا ویژگی های خوب یا بد از طریق تماس سرایت پیدا میکنند. “کسی در لیوان صدام حسین نوشیدنی نمی خورد. چرا؟؟”
  • مساله با میانگین ها: میانگین ها، اغلب وضعیت توزیع را پوشانده اند. هرگز از رودخانه ای که متوسط عمقش ۱۲۰ سانتی متر است، عبور نکنید. می پرسید چرا؟ خب امتحان کنید.
  • ازدحام انگیزه – Motivation crowding : مشوق های ناچیز پولی ممکن است انواع دیگر مشوق ها را از بین ببرند.
  • تمایل به دوقلوها – Twaddle tendency: توسل به مجموعه کلماتی که برای پنهان کردن تنبلی فکری، نادانی یا عقاید توسعه نیافته به کار برده میشوند. که اغلب با سوگیری اقتدار همراه هستند.

درسی از هنر شفاف اندیشیدن : تا زمانی که چنین اعتقادات دفاعی را تجربه نکنید ، بهتر است به مارک تواین توجه کنید: “اگر چیزی برای گفتن ندارید ، چیزی نگویید.” سادگی اوج یک سفر طولانی و دشوار است ، نه نقطه شروع.

  • پدیده ویل راجرز : تاثیر تغییر میانگین در دو گره با انتقال چیزی از یک دسته به دسته دیگر. به طور مثال دو دسته افراد را در نظر بگیرید که میانگین ثروت یک دسته از دیگری بالاتر است. اگر نفر آخر از دسته بالاتر را به دسته پایین تر انتقال دهیم، میانگین ثروت هر دو دسته افزایش می یابد، در حالی که در حقیقت هیچ اتفاقی نیافتاده است.
  • سوگیری اطلاعات : توهم اینکه اطلاعات بیشتر تصمیمات بهتر را تضمین می نماید.
  • توجیه تلاش : اگر برای انجام کاری تلاش زیادی انجام دهید، تمایل دارید که نتیجه را بیش از حد ارزیابی کنید.
  • قانون اعداد کوچک :‌ زمانی که فرض می کنیم ویژگی های کل جمعیت را می توان از یک نمونه کوچک فرض کرد. این در حالیست که در واقع نمونه های کوچک بسیار، تحت تاثیر تغییرات تصادفی هستند.
  • انتظارات : انتظارات، واکنش ما را در برابر حوادث مختلف شکل می دهند و به خوشبختی ما کمک میکنند. زیاد کردن انتظارات برای خود و کسانی که به آنها علاقه داریم و کاهش انتظارات در مورد چیزهایی که نمی توانیم کنترل کنیم. در واقع در این حالت اقدام به توجیح خودمان میکنیم.
  • منطق ساده : تمایل به غفلت در قضاوت و شهود، چرا که به زحمت کمتری نیاز خواهد بود.

درسی از هنر شفاف اندیشیدن : در اینجا شاهد یک تناقض هستیم. احتمال قضیه حمار را از ریاضیات به یاد دارید. این اصل بدین دلیل حمار نامیده شده‌است که چنین استنباط می‌کند که اگر خری را در یک رأس مثلث قائم‌الزاویه قرار دهیم و بوته یا علفی را در رأس دیگر آن، حیوان همواره کوتاه‌ترین مسیر که همان وتر است را برای رسیدن به غذا بر می‌گزیند.اما مسائل در زندگی و کسب و کار به این سادگی نیستند.

هنر شفاف اندیشیدن
  • حماقت داوطلب : استفاده از وقتمان به طور داوطلبانه (به دلیل اینکه ما این کارها را با کارآیی کمتری انجام میدهیم.) اثربخشی کمتری نسبت به به کارگیری درآمدمان به ازای همان مقدار وقت دارد. سلبریتی ها و افراد مشهور استثنا هستند.
  • اثر ابتکاری – Affect heuristic : زمانی که تصمیمات پیچیده را به مشورت احساساتمان اتخاذ می کنیم، به جای آنکه ریسک و فواید را به طور مستقل از هم در نظر بگیریم.
  • توهم درون گرایی – Introspection illusion : این اعتقاد که بازتاب درونی به حقیقت یا صحت ختم می شود. اگر اینطور بود بازتاب درونی میلیونها نفر می توانست بدون تحرکی مسیر سرنوشت در جهان را تغییر دهد.

سوالی بر اساس هنر شفاف اندیشیدن : به نظر شما این بازتاب درونی میلیون ها مردم اروپا نسبت به هیلتر بود که باعث شکست وی شد، یا تلاش ها و برنامه ریزی های ارتش متفقین؟

  • ناتوانی در بستن درها : ما ترجیح می دهیم گزینه ها را باز بگذاریم، چرا که فکر می کنیم آنها رایگان هستند، در حالی که در واقع حواس ما را پرت می کنند.

ترکیبی از استراتژی و هنر شفاف اندیشیدن : بر اساس نظر مایکل پورتر و ریچارد روملت، ذات استراتژی انجام ندادن نبایست هاست.

  • نئومانیا : زمانی روی می دهد که چیزها را بر اساس نو و نغز بودنشان و نه بر اساس مزایای حقیقی آنها اولویت می دهیم.
  • اثر خفته – Sleeper effect : پدیده ای روانی در رابطه با ترغیب کردن است. این اثر منجر به افزایش تدریجی تاثیر یک پیام می گردد. در حالی که منبع پیام از اعتبار کافی برخوردار نبوده است.

ترکیب هنر شفاف اندیشین و تبلیغات : مردم در ابتدا زمانی که در معرض یک پیام قرار می گیرند (به خصوص اطلاعاتی که مشکوک بوده یا دارای منبع نامعتبر هستند.)، مقاومت می کنند. اما با وجود انکار اولیه، افراد در طول زمان متقاعد می شوند و در نتیجه این منجر به افزایش پذیرش پیام میگردد. برای اینکه اثر خفته بروز کند، سه شرط اصلی باید رعایت شوند: خود پیام قانع کننده باشد. نشانه جدی نگرفتن، باید ابتدا تغییر نگرش را سرکوب کند. نشانه جدی نگرفتن در طول زمان از پیام جدا شود. باید ذکر گردد که اگر شنونده منبع را به یاد داشته باشد، این اثر ناپدید می گردد.

  • نابینایی جایگزین : ما به طور سیستماتیک فراموش می کنیم که یک پیشنهاد موجود را با بهترین گزینه های بعدی مقایسه کنیم.
  • سوگیری مقایسه اجتماعی : ما تمایل داریم که از کمک به افرادی که ممکن است از ما پیشی بگیرند دریغ کنیم. حتی اگر این کار باعث شود، احمق به نظر برسیم.
  • تاثیر تقدم و تاخر : ویژگی های اولی یا آخرین اطلاعات، تاثیر بیشتری بر ما دارند.
  • سندروم در اینجا اختراع نشده است : گاهی اوقات برخی تیمها و افراد از پذیرش تکنیک ها و فناوری هایی که خود ایجاد نکرده اند، سر باز می زنند. در اینجا ممکن است افراد آنقدر نادان شوند که حتی از انجام بهترین روشها و ایده ها نیز امتناع ورزند.

درسی از هنر شفاف اندیشدن : سندروم در اینجا اختراع نشده است را باید به نوعی برعکس مثل فارسی “مرغ همسایه غازه” قلمداد کرد. در مورد مثل فارسی مذکور افراد آنچه را که دیگران دارند یا ایجاد کرده اند، بدون دلایل موجهی برتر از داشته های خود می دانند.

هنر شفاف اندیشیدن
  • قوی سیاه : یک اتفاق غیرقابل تصور که زندگی، شغل، شرکت و کشور شما را به شدت تحت تاثیر قرار می دهد. در این رابطه خلاصه و جمع بندی کتاب قوی سیاه نسیم طالب را بخوانید.
  • وابستگی به حوزه یا دامنه : بینش از یک حوزه یا زمینه به خوبی نمی تواند به حوزه دیگر منتقل شود.

درسی از هنر شفاف اندیشیدن : در واقع یکی از بهترین راههای ایجاد خلاقیت بردن یا ترکیب یافته ها و بینش از یک زمینه به حوزه دیگر می باشد.

  • اثر اجماع کاذب : ما اتفاق نظر دیگران را بیش از حد ارزیابی می کنیم و معتقدیم که آنها مانند ما فکر و احساس می کنند.
  • جعل تاریخ : خاطرات ما مملو از عدم دقت است.
  • سوگیری درون گروه-بیرون گروه : گروهها بر اساس معیارهای جزئی و خرد شکل می گیرند. شما افراد خارج از گروه را با شباهت بیشتر نسبت به همدیگر در برابر آنچچه که در واقع هستند درک میکنید. اعضای گروه باعث درک پشتیبانی نامتناسب درون گروه می شوند.
  • اثر فرار از ابهام : ما احتمالات شناخته شده را نسبت به موارد ناشناخته ترجیح می دهیم.

کارآفرینی و هنر شفاف اندیشیدن: اکثر مردم دریافت یک حقوق یا به قولی آب باریکه را به رفتن به درون چالش بزرگ کارآفرینی ترجیح می دهند. در حالی که اگر از مردم بپرسید، اکثرشان بر خلاف این حقیقت نسبت به خودشان فکر می کنند.

  • اثر گزینه پیش فرض – Default effect : فکر کردن و تصمیم گرفتن برای افراد، نیازمند تلاش است، بنابراین بیشتر مردم ترجیح می دهند چیزی که بصورت پیش فرض و بهنجار در نظر گرفته میشود را قبول کنند. گزینه های پیش فرض به افراد القا می کنند که گزینه بهتر همین است و آنها را از تلاش بیشتر برای تصمیم گیری مصون نگه می دارد. به همین دلیل است که گوگل سعی می کند تا موتور جستجوگرش را به صورت پیش فرض روی دستگاههای مختلف نصب کند.
  • ترس از حسرت : زمانی که نتوانیم برای جلوگیری از احساس پشیمانی اقدامی انجام دهیم.
  • اثر برجستگی : ویژگیهای برجسته تاثیر ناخواسته ای در نحوه تفکر و عملکرد ما دارند. ما از عوامل پنهان و کند رشد غافل می شویم.
  • اثر پول بادآورده : ما با پولی که به آسانی به دست آورده باشیم یا به ارث برده باشیم خیلی راحتتر از پولی که از کار سخت به دست آورده باشیم برخورد می کنیم.
  • تاخیر : تمایل به تاخیر انداختن اقدامات ناخوشایند اما مهم.
  • غبطه خوردن : زمانی که خود را بر اساس مالکیت، وضعیت، سلامتی، استعداد، محبوبیت و جوانی یا زیبایی مقایسه می کنیم.
  • تجسم شخصیت یا انسان انگاری : وقتی با دیگران همدلی کنیم که جنبه انسانی قابل دیده شدن باشد.
  • توهم توجه: ما اطمینان داریم که همه چیز را در مقابل خود متوجه میشویم یا در نظر گرفته ایم، در صورتی که فقط آنچه را که تمرکز کرده ایم می بینیم.
  • بیان نادرست استراتژیک – Strategic misrepresentation : هر چه خطر بیشتر باشد، این امکان هست که ادعاها نیز اغراق آمیزتر شوند.
  • بیش از حد فکر کردن : اگر زیاد فکر کنید، عقل واکنش احساسی و خرد واکنشی خود را از دست می دهد.
  • مغالطه برنامه ریزی : دست بالا گرفتن فواید و سود، و دست پایین گرفتن هزینه ها، خطرات و مدت زمان پروژه.

ترکیبی از مدیریت پیمان و هنر شفاف اندیشیدن : یکی از خطرات استراتژی های سرمایه گذاری در صنعت ساختمان و مدیریت پیمان همین مغالطه برنامه ریزی خواهد بود. بسیاری از افراد به دلیل همین مغالطه در این صنعت متضرر میشوند.

  • تغییر شکل حرفه : متخصصان تمایل دارند با استفاده از تخصص خود، و نه لزوما بهترین روش، مشکلات را حل کنند.
دکتر مهدی جباریان
  • اثر زیگارنیک : به بیان ساده انسان کارهایی را که نیمه تمام می گذارد، بیشتر به یاد خواهد آورد. تعریف دیگری هم هست، ما کارهای نیمه تمام را فراموش می کنیم، مگر اینکه تصور روشنی از نحوه برخورد با آنها داشته باشیم.
  • توهم مهارت : شانس در بسیاری از حوزه ها نقش مهمی ایفا می کند، مانند کارآفرینی و رهبری. مهارت لازم است، اما کافی نیست.
  • اثر مشخصه مثبت : ما تاکید بیشتری بر آنچه که هست داریم تا آنچه که نیست.
  • چیدن گیلاس : انتخاب و نمایش جذابترین ویژگی ها و پنهان کردن بقیه موارد.
  • مغالطه علت واحد: اعتقاد به اینکه یک عامل واحد می تواند باعث ایجاد یک واقعه یا پدیده شود.
  • خطای قصد درمان – هنگامی که پروژه ها و آمار شکست خورده در دسته اشتباهی طبقه بندی میشوند.
  • توهم اخبار : ما اعتقاد داریم که اخبار مهم هستند، در حالی که در واقعیت چنین نیست، با وجود اینکه این موارد به طور خاص برای جذب ما طراحی شده اند.

درسی از هنر شفاف اندیشیدن : شبکه های خبری ، بنگاههای خبرپراکنی ، سایت های خبررسانی هر کدام توسط گروهی یا سیستمهایی تامین منابع میشوند که به همین دلیل وظیفه دارند حافظ منافع ولی نعمتان خود باشند. گربه برای رضای خدا موش نمی گیرد…

هنر شفاف اندیشیدن

ترجمه و خلاصه توسط دکتر مهدی جباریان

مرتبط

باشگاه موج / موج کوه

برچسب ها

دکتر مهدی جباریان

دکتر مهدی جباریان دکتری مدیریت استراتژیک دانشگاه تهران کارشناس ارشد مدیریت بازرگانی دانشگاه علامه طباطبایی کارشناسی مهندسی معماری دانشگاه آزاد اسلامی مشاور و مدرس حوزه استراتژی و مدیریت mahdi.jabarian@ut.ac.ir

نوشته های مشابه

یک نظر

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن