چرا آمریکا بهدنبال کنترل نفت و گاز جهان است؟

فهرست مطالب
- از جنگ نظامی تا مهار ساختاری قدرتها
- خرید لوازم ورزشی از موج کوه
- انرژی؛ قلب تپندهی قدرت جهانی
- کنترل نفت یا کنترل «نظم انرژی»؟
- باشگاه ورزشی موج (فرمانیه)
- مهار قدرتهای در حال ظهور
- انرژی و ماده اولیه ارزان برای متحدان، انرژی پرریسک برای رقبا
- نقش دلار و بازارهای مالی
- آیا آمریکا تعیینکنندهی مطلق است؟
- جمعبندی: انرژی بهعنوان ابزار جلوگیری از جنگ جهانی سوم
بازار انرژی و مواد اولیه، موازنه قدرت و تلاش برای جلوگیری از جنگ جهانی سوم
جنگ جهانی اول حدود ۲۰ میلیون کشته بر جای گذاشت. جنگ جهانی دوم این عدد را به بیش از ۵۰ میلیون رساند. این دو فاجعهی عظیم، نهتنها جغرافیای سیاسی جهان را دگرگون کردند، بلکه ذهن متفکران سیاسی و استراتژیستهای قرن بیستم را نیز برای همیشه تغییر دادند. پس از ۱۹۴۵، یک پرسش اساسی در مرکز اندیشهی ژئوپلیتیک قرار گرفت: چگونه میتوان رقابت قدرتهای بزرگ را بدون کشیدهشدن جهان به یک جنگ ویرانگر دیگر مدیریت کرد؟
پاسخی که بهتدریج شکل گرفت، جنگ مستقیم را کنار گذاشت و ابزارهای جدیدی را جایگزین آن کرد؛ ابزارهایی مانند اقتصاد، فناوری، زنجیره تأمین و مهمتر از همه، انرژی. در این چارچوب، نقش ایالات متحده آمریکا بهعنوان قدرت مسلط پس از جنگ جهانی دوم، اهمیتی تعیینکننده پیدا کرد.
از جنگ نظامی تا مهار ساختاری قدرتها
پس از پایان جنگ جهانی دوم، آمریکا به این جمعبندی رسید که در عصر سلاحهای هستهای، جنگ مستقیم میان قدرتهای بزرگ میتواند به نابودی تمدن انسانی منجر شود. بنابراین، حفظ رهبری جهانی دیگر نمیتوانست صرفاً بر پایهی قدرت نظامی باشد. بهجای آن، آمریکا به سمت ایجاد نوعی «نظم جهانی» حرکت کرد؛ نظمی که در آن، رقابتها کنترلشده، پیشبینیپذیر و غیرمستقیم باشند.
در این نظم، آمریکا نه بهدنبال ایجاد یک حکومت جهانی رسمی، بلکه بهدنبال ایجاد شبکهای از وابستگیهای ساختاری بود؛ شبکهای که در آن اقتصاد جهانی، نظام مالی، تجارت بینالملل و انرژی، همگی بهگونهای طراحی شوند که بدون فروپاشی، امکان رشد بیش از حد رقبا را نیز ندهند.
خرید لوازم ورزشی از موج کوه
کفش دویدن، تجهیزات بدنسازی و کوهنوردی—ارسال سریع و ضمانت اصالت کالا.
مشاهده فروشگاهانرژی؛ قلب تپندهی قدرت جهانی
در میان تمام مؤلفههای قدرت، انرژی جایگاه ویژهای دارد. نفت و گاز نهتنها سوخت صنایع و حملونقل هستند، بلکه پایهی رشد اقتصادی، ثبات اجتماعی و توان نظامی کشورها محسوب میشوند. کشوری که به انرژی ارزان، پایدار و قابلپیشبینی دسترسی داشته باشد، میتواند:
- صنایع خود را توسعه دهد
- رفاه اجتماعی ایجاد کند
- هزینههای نظامی را تأمین کند
- و نفوذ ژئوپلیتیک خود را گسترش دهد
به همین دلیل، کنترل انرژی بهمعنای کنترل مستقیم کشورها نیست، بلکه کنترل سرعت رشد آنهاست.
کنترل نفت یا کنترل «نظم انرژی»؟
برخلاف تصور رایج، هدف آمریکا کنترل فیزیکی همهی منابع نفت و گاز جهان نیست. آنچه اهمیت دارد، کنترل نظم جهانی انرژی است؛ یعنی پاسخ به این پرسشها:
باشگاه ورزشی موج (فرمانیه)
تمرین حرفهای در فضایی مجهز به دیواره سنگنوردی، دستگاههای بدنسازی و برنامههای استقامت.
مشاهده جزئیات- چه کسی قیمت انرژی را تعیین میکند؟
- معاملات انرژی با چه ارزی انجام میشود؟
- چه کسی مسیرهای انتقال انرژی (تنگهها، دریاها، بیمه، کشتیرانی) را کنترل میکند؟
- کدام کشورها به انرژی ارزان دسترسی دارند و کدامها نه؟
در این چارچوب، آمریکا تلاش میکند تعیینکنندهی قواعد بازی باشد، نه لزوماً مالک همهی منابع.
مهار قدرتهای در حال ظهور
با ورود به قرن بیستویکم، چالش اصلی آمریکا نه قدرتهای سنتی، بلکه کشورهایی بودند که با رشد سریع اقتصادی در حال نزدیکشدن به جایگاه قدرتهای بزرگ بودند. در رأس این فهرست، چین قرار دارد؛ کشوری که به «کارخانهی جهان» تبدیل شده و بهشدت به واردات انرژی وابسته است.
در کنار چین، هند با جمعیت عظیم و رشد صنعتی سریع، و برزیل با منابع طبیعی گسترده، نمونههایی از قدرتهای بالقوهای هستند که میتوانند در آینده نظم جهانی را به چالش بکشند.
استراتژی آمریکا در برابر این کشورها نه نابودی، بلکه کندسازی کنترلشدهی رشد است. انرژی، در این میان، یکی از مؤثرترین ابزارها محسوب میشود.
انرژی و ماده اولیه ارزان برای متحدان، انرژی پرریسک برای رقبا
در نظم مورد نظر آمریکا، دسترسی به انرژی بهصورت نامتقارن توزیع میشود. متحدان نزدیک آمریکا معمولاً به بازارهای پایدار، مسیرهای امن انتقال و قیمتهای قابلکنترل دسترسی دارند. در مقابل، رقبای بالقوه اغلب با یکی یا چند مورد از این محدودیتها مواجهاند:
- وابستگی به مسیرهای ناامن
- نوسان شدید قیمت
- تحریمهای مستقیم یا غیرمستقیم
- فشارهای مالی و بیمهای
این وضعیت باعث میشود رشد اقتصادی این کشورها همواره با ریسکهای ساختاری همراه باشد.
نقش دلار و بازارهای مالی
کنترل نظم انرژی بدون نقش دلار ممکن نیست. بخش بزرگی از معاملات نفت و گاز جهان با دلار انجام میشود. این موضوع به آمریکا اجازه میدهد از ابزارهای مالی، تحریمها و دسترسی به سیستمهای پرداخت بینالمللی برای اعمال فشار استفاده کند.
در واقع، انرژی و دلار بهعنوان دو ستون اصلی نظم پساجنگ جهانی دوم، بههم گره خوردهاند. هر کشوری که بخواهد خارج از این چارچوب حرکت کند، با هزینههای اقتصادی و سیاسی قابلتوجهی روبهرو میشود.
آیا آمریکا تعیینکنندهی مطلق است؟
با وجود تمام اینها، باید به یک نکتهی مهم توجه کرد: آمریکا تنها بازیگر این میدان نیست. کشورهایی مانند روسیه، اعضای اوپک و حتی خود چین، نقشهای مستقلی در بازار انرژی دارند. علاوه بر این، ظهور انرژیهای تجدیدپذیر، فناوریهای ذخیرهسازی و تلاش برای کاهش وابستگی به سوختهای فسیلی، آیندهی این نظم را با عدمقطعیت مواجه کرده است.
اگر فشار بر بازار انرژی بیش از حد افزایش یابد، کشورها ممکن است بهسمت:
- اتحادهای جایگزین
- حذف دلار از معاملات
- توسعهی فناوریهای بومی
- یا بلوکهای اقتصادی مستقل
حرکت کنند؛ روندی که نشانههای آن در سالهای اخیر قابل مشاهده است.
جمعبندی: انرژی بهعنوان ابزار جلوگیری از جنگ جهانی سوم
در نهایت، میتوان اینگونه جمعبندی کرد:
آمریکا برای جلوگیری از تکرار فاجعهای مانند جنگهای جهانی، بهجای درگیری مستقیم نظامی، به مدیریت ساختاری رقابتها روی آورده است. کنترل نظم جهانی انرژی یکی از مهمترین ابزارهای این مدیریت است؛ ابزاری که امکان حفظ رهبری جهانی را بدون ورود به جنگی ویرانگر فراهم میکند.
هدف نهایی این استراتژی، نه نابودی قدرتهای نوظهور، بلکه تنظیم سرعت رشد آنها و جلوگیری از برهمخوردن ناگهانی موازنهی قدرت جهانی است. با این حال، آینده نشان خواهد داد که آیا این نظم میتواند در برابر تغییرات فناوری، اقلیمی و سیاسی قرن بیستویکم دوام بیاورد یا نه.







