سیاست

رئالیسم در سیاست به زبان ساده؛ نظریه‌ای واقع‌گرایانه در تحلیل قدرت و روابط بین‌الملل

💪 قوی‌تر باشید، موفق‌تر باشید.

رئالیسم در سیاست یکی از مهم‌ترین و تأثیرگذارترین نظریه‌ها در علم سیاست و روابط بین‌الملل است. این نظریه بر این فرض بنیادین استوار است که سیاست، به‌ویژه در عرصه بین‌الملل، بیش از هر چیز تحت تأثیر قدرت، منافع ملی و رقابت میان دولت‌ها شکل می‌گیرد. برخلاف دیدگاه‌های آرمان‌گرایانه که بر همکاری، اخلاق یا نهادهای بین‌المللی تأکید دارند، رئالیسم معتقد است ساختار نظام بین‌الملل آنارشیک است و هر دولت باید برای حفظ بقا و امنیت خود تلاش کند.

درک رئالیسم در سیاست به ما کمک می‌کند بسیاری از تحولات جهانی، منازعات منطقه‌ای، رقابت قدرت‌های بزرگ و حتی تصمیمات داخلی دولت‌ها را واقع‌بینانه‌تر تحلیل کنیم.

رئالیسم در سیاست چیست؟

رئالیسم (Realism) یک رویکرد نظری در سیاست است که بر «واقعیت‌های عینی قدرت» تأکید دارد. بر اساس این دیدگاه:

  • بازیگران اصلی در سیاست بین‌الملل دولت‌ها هستند
  • نظام بین‌الملل فاقد قدرت مرکزی (آنارشیک) است
  • بقا و امنیت مهم‌ترین اولویت هر دولت است
  • قدرت ابزار اصلی برای تأمین منافع ملی است

در این چارچوب، اخلاق، ایدئولوژی یا ارزش‌های جهانی در درجه دوم اهمیت قرار دارند و آنچه تصمیم‌گیری سیاسی را هدایت می‌کند، محاسبه منافع و توازن قدرت است.

خرید لوازم ورزشی از موج کوه

کفش دویدن، تجهیزات بدنسازی و کوهنوردی—ارسال سریع و ضمانت اصالت کالا.

مشاهده فروشگاه

ریشه‌های تاریخی رئالیسم

اندیشه‌های رئالیستی سابقه‌ای طولانی دارند و به دوران باستان بازمی‌گردند. برخی از مهم‌ترین متفکران مرتبط با رئالیسم عبارت‌اند از:

توسیدید

مورخ یونانی که در کتاب «جنگ پلوپونزی» نشان داد چگونه رقابت قدرت میان آتن و اسپارت به جنگ انجامید. او معتقد بود ترس، منافع و قدرت سه عامل اصلی رفتار دولت‌ها هستند.

ماکیاولی

نویسنده کتاب «شهریار» که سیاست را عرصه‌ای جدا از اخلاق فردی می‌دانست و بر ضرورت حفظ قدرت برای بقای حکومت تأکید داشت.

باشگاه ورزشی موج (فرمانیه)

تمرین حرفه‌ای در فضایی مجهز به دیواره سنگنوردی، دستگاه‌های بدنسازی و برنامه‌های استقامت.

مشاهده جزئیات

توماس هابز

فیلسوف انگلیسی که وضعیت طبیعی انسان را «جنگ همه علیه همه» توصیف کرد. این ایده بعدها در تحلیل آنارشی نظام بین‌الملل مورد استفاده رئالیست‌ها قرار گرفت.

رئالیسم در سیاست به زبان ساده

رئالیسم در سیاست یعنی نگاه واقع‌گرایانه به قدرت و منافع. طبق این دیدگاه، کشورها بیشتر از هر چیز به دنبال حفظ امنیت و منافع ملی خود هستند. در این چارچوب، اخلاق و شعارهای ایدئولوژیک معمولاً در درجه دوم اهمیت قرار می‌گیرند و تصمیم‌ها بیشتر با «محاسبه قدرت» و «توازن قوا» گرفته می‌شود.

  • دولت‌ها بازیگران اصلی سیاست هستند.
  • در سطح جهانی قدرت مرکزی برای تضمین امنیت وجود ندارد.
  • هر کشور باید خودش از امنیت و منافعش دفاع کند.
  • رقابت برای قدرت، واقعیتی دائمی در سیاست جهانی است.
خلاصه: رئالیسم می‌گوید در سیاست، «قدرت» و «منافع» معمولاً تعیین‌کننده‌تر از آرمان‌ها هستند.

اصول بنیادین رئالیسم در سیاست

رئالیسم دارای چند اصل کلیدی است که چارچوب تحلیلی آن را شکل می‌دهد:

۱. آنارشی نظام بین‌الملل

در سطح بین‌المللی، نهادی بالاتر از دولت‌ها وجود ندارد که بتواند امنیت را تضمین کند. بنابراین هر دولت باید خودش مسئول امنیت خویش باشد.

۲. اولویت بقا

بقا و امنیت، هدف اصلی هر دولت است. سایر اهداف مانند توسعه اقتصادی یا نفوذ فرهنگی در درجه بعد قرار دارند.

۳. منافع ملی

دولت‌ها بر اساس منافع ملی تصمیم می‌گیرند، نه بر اساس ارزش‌های اخلاقی جهانی.

۴. توازن قدرت

برای جلوگیری از سلطه یک قدرت بر دیگران، دولت‌ها به ایجاد ائتلاف یا افزایش توان نظامی روی می‌آورند تا توازن برقرار شود.

انواع رئالیسم در سیاست

رئالیسم یک نظریه یکپارچه و ثابت نیست، بلکه در طول زمان شاخه‌های مختلفی پیدا کرده است.

رئالیسم کلاسیک

بر این باور است که ریشه رقابت سیاسی در طبیعت انسانی و میل به قدرت نهفته است. هانس مورگنتا یکی از چهره‌های اصلی این رویکرد بود.

رئالیسم ساختاری (نئورئالیسم)

کنت والتز این دیدگاه را مطرح کرد و تأکید داشت که ساختار آنارشیک نظام بین‌الملل، نه طبیعت انسان، عامل اصلی رقابت میان دولت‌هاست.

رئالیسم تهاجمی

جان مرشایمر استدلال می‌کند دولت‌ها به‌طور طبیعی به دنبال حداکثرسازی قدرت خود هستند تا امنیت بیشتری به دست آورند.

رئالیسم تدافعی

بر این باور است که دولت‌ها تنها به اندازه‌ای قدرت می‌خواهند که امنیتشان تضمین شود، نه بیشتر.

رئالیسم در سیاست خارجی

بسیاری از سیاست‌های خارجی قدرت‌های بزرگ بر اساس منطق رئالیستی قابل تحلیل است. رقابت ژئوپلیتیکی، افزایش بودجه نظامی، شکل‌گیری اتحادهای منطقه‌ای و مداخله در مناطق حساس همگی می‌توانند در چارچوب رئالیسم تفسیر شوند.

در این نگاه، حتی همکاری‌های بین‌المللی نیز ابزاری برای تأمین منافع ملی محسوب می‌شوند، نه صرفاً اقدامی اخلاقی یا انسان‌دوستانه.

نقدهای وارد بر رئالیسم در سیاست

با وجود تأثیر گسترده، رئالیسم با انتقادهایی نیز روبه‌روست:

  1. نادیده گرفتن نقش نهادهای بین‌المللی
  2. کم‌توجهی به اقتصاد جهانی و وابستگی متقابل
  3. بی‌اعتنایی به ارزش‌ها و هنجارهای بین‌المللی
  4. نگاه بدبینانه به ماهیت همکاری

لیبرال‌ها معتقدند همکاری بین دولت‌ها ممکن است و نهادهای بین‌المللی می‌توانند از بروز جنگ جلوگیری کنند. سازه‌انگاران نیز بر نقش هویت و فرهنگ در شکل‌گیری سیاست تأکید دارند.

کاربرد رئالیسم در تحلیل تحولات امروز

در جهان معاصر، بسیاری از رقابت‌های قدرت‌های بزرگ مانند آمریکا، چین و روسیه را می‌توان از منظر رئالیستی تحلیل کرد. رقابت بر سر منابع انرژی، فناوری، نفوذ منطقه‌ای و اتحادهای نظامی نشان می‌دهد منطق قدرت همچنان در سیاست بین‌الملل نقش اساسی دارد.

همچنین بحران‌های منطقه‌ای اغلب نتیجه توازن نابرابر قدرت یا تلاش برای تغییر این توازن هستند.

رئالیسم و سیاست داخلی

گرچه رئالیسم عمدتاً بر روابط بین‌الملل تمرکز دارد، اما در سیاست داخلی نیز می‌توان ردپای آن را مشاهده کرد. رقابت برای کسب قدرت در درون ساختارهای حکومتی، ائتلاف‌های سیاسی و محاسبه هزینه و فایده در تصمیم‌گیری‌های کلان، همگی با منطق واقع‌گرایانه قابل تحلیل‌اند.

تفاوت رئالیسم با آرمان‌گرایی

آرمان‌گرایی بر همکاری، اخلاق و نقش سازمان‌های بین‌المللی تأکید دارد، در حالی که رئالیسم سیاست را عرصه‌ای رقابتی می‌بیند که در آن قدرت تعیین‌کننده اصلی است. این دو دیدگاه گاهی در تقابل کامل با یکدیگر قرار می‌گیرند، اما در عمل بسیاری از سیاست‌ها ترکیبی از هر دو رویکرد هستند.

اهمیت شناخت رئالیسم در سیاست

آشنایی با رئالیسم در سیاست به تحلیل‌گران و شهروندان کمک می‌کند:

  • تحولات جهانی را واقع‌بینانه‌تر بررسی کنند
  • تصمیمات دولت‌ها را در چارچوب منافع ملی تحلیل کنند
  • از نگاه‌های ساده‌انگارانه به سیاست پرهیز کنند

درک این نظریه، بخشی از شناخت عمیق‌تر مفاهیم سیاسی و روابط بین‌الملل است و برای مطالعه بیشتر می‌توان به مجموعه گسترده‌ای از مقالات سیاست مراجعه کرد که هر یک ابعاد مختلف این حوزه را بررسی می‌کنند.

جمع‌بندی

رئالیسم در سیاست یکی از تأثیرگذارترین نظریه‌ها در علم سیاست و روابط بین‌الملل است که بر قدرت، منافع ملی و بقا تأکید دارد. این نظریه با وجود نقدهای فراوان، همچنان ابزار تحلیلی قدرتمندی برای فهم رقابت‌های جهانی و تصمیمات دولت‌ها محسوب می‌شود. در جهانی که منازعات و رقابت‌های ژئوپلیتیکی ادامه دارند، منطق رئالیستی همچنان در بسیاری از سیاست‌های داخلی و خارجی قابل مشاهده است.

شناخت رئالیسم نه‌تنها برای پژوهشگران، بلکه برای هر فردی که می‌خواهد تحولات سیاسی را عمیق‌تر درک کند، ضروری است.

موضوع توضیح
تعریف رئالیسم نظریه‌ای در سیاست که بر قدرت، منافع ملی و بقا تأکید دارد.
بازیگر اصلی دولت‌ها مهم‌ترین بازیگران در نظام بین‌الملل هستند.
ساختار نظام جهانی آنارشیک؛ فاقد قدرت مرکزی برای تضمین امنیت.
هدف اصلی دولت‌ها حفظ بقا و امنیت از طریق افزایش یا حفظ قدرت.
ابزار اصلی توازن قدرت، اتحادها، تقویت توان نظامی و دیپلماسی قدرت‌محور.
شاخه‌ها رئالیسم کلاسیک، رئالیسم ساختاری (نئورئالیسم)، رئالیسم تهاجمی و تدافعی.
نقدهای واردشده نادیده گرفتن نقش نهادهای بین‌المللی، همکاری جهانی و هنجارهای اخلاقی.
۵/۵ - (۱ امتیاز)

دکتر مهدی جباریان

دکتر مهدی جباریان دکتری مدیریت استراتژیک دانشگاه تهران کارشناس ارشد مدیریت بازرگانی دانشگاه علامه طباطبایی کارشناسی مهندسی معماری دانشگاه آزاد اسلامی مشاور و مدرس حوزه استراتژی و مدیریت مدرس سازمان مدیریت صنعتی استان همدان 20 سال سابقه مدیریتی و اجرایی در مشاوره مدیریت، صنعت ساختمان و مدیریت ورزش مشاوره شرکت های گوناگون از مجموعه اتکا تا شرکت سیگار بهمن مجموعه رنگ خلیج فارس و .. مولف کتاب مدیریت استراتژیک در سطح ملی نویسنده بیش از 1000 عنوان مقاله در زمینه های سیاست، ورزش، مدیریت و اقتصاد mahdi.jabarian@ut.ac.ir mehdi.jabariannn@gmail.com

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا