استراتژیسیاست

جنگ اوکراین؛ باتلاق پوتین و دوستان پوتین

💪 قوی‌تر باشید، موفق‌تر باشید.

جنگ اوکراین، برخلاف تصور اولیه کرملین، نه یک عملیات سریع برای بازگرداندن «حوزه نفوذ تاریخی روسیه»، بلکه به باتلاقی ژئوپلیتیک تبدیل شده است که نه‌تنها خود روسیه، بلکه متحدان و شرکای سیاسی آن را نیز یکی‌یکی درگیر فرسایش، بی‌ثباتی و عقب‌نشینی کرده است. این جنگ را نمی‌توان صرفاً نزاعی میان روسیه و اوکراین دانست؛ بلکه باید آن را بخشی از یک بازی بزرگ‌تر در نظم جهانی پس از جنگ سرد دید؛ بازی‌ای که آمریکا و متحدانش در آن دست بالا را دارند و روسیه، بیش از آن‌که بازیگر فعال باشد، به مهره‌ای واکنشی بدل شده است.

از پایان جنگ سرد تا رؤیای جهان تک‌قطبی

با فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در سال ۱۹۹۱، نظم دوقطبی جهان پایان یافت. آمریکا بدون رقیب ایدئولوژیک و نظامی هم‌سنگ باقی ماند و دکترین «جهان تک‌قطبی» عملاً شکل گرفت. دهه ۱۹۹۰، دهه‌ای بود که واشنگتن آن را «لحظه تک‌قطبی» می‌نامید؛ دوره‌ای که در آن آمریکا نه‌تنها قدرت نظامی برتر، بلکه مرجع تعریف قواعد بازی جهانی شد.

در همین دوره، برخلاف وعده‌های غیررسمی داده‌شده به مسکو، ناتو به‌تدریج به سمت شرق گسترش یافت. لهستان، مجارستان، جمهوری چک، کشورهای بالتیک و سپس اروپای شرقی، یکی پس از دیگری به ناتو پیوستند. از نگاه روسیه، این پیشروی نه دفاعی بلکه تهاجمی بود؛ حلقه‌ای که هر سال تنگ‌تر می‌شد.

اما مسئله این‌جاست: روسیهِ پساشوروی، دیگر آن ابرقدرت سابق نبود. اقتصاد وابسته به انرژی، جمعیت رو به کاهش، فساد ساختاری و ضعف فناوری، اجازه رقابت واقعی با غرب را نمی‌داد. در چنین شرایطی، ولادیمیر پوتین به‌جای بازسازی بنیادین، راه «قدرت‌نمایی سخت» را انتخاب کرد.

خرید لوازم ورزشی از موج کوه

کفش دویدن، تجهیزات بدنسازی و کوهنوردی—ارسال سریع و ضمانت اصالت کالا.

مشاهده فروشگاه

پوتین و سیاست بازدارندگی تهاجمی

ولادیمیر پوتین از ابتدای قدرت‌گیری، پروژه احیای «عظمت روسیه» را در دستور کار قرار داد؛ از چچن گرفته تا گرجستان (۲۰۰۸)، کریمه (۲۰۱۴) و نهایتاً اوکراین (۲۰۲۲). اما تفاوت جنگ اوکراین با موارد پیشین، واکنش گسترده و هماهنگ غرب بود.

این بار آمریکا و اروپا تصمیم گرفتند هزینه واقعی تجاوز را بالا ببرند:

  • تحریم بیش از ۱۲ هزار فرد، نهاد و شرکت روسی
  • مسدودسازی ذخایر ارزی بانک مرکزی روسیه
  • قطع دسترسی بانک‌های روسی به سوئیفت
  • ارسال ده‌ها میلیارد دلار کمک نظامی به اوکراین

نتیجه، جنگی فرسایشی شد؛ نه پیروزی سریع روسیه و نه شکست فوری اوکراین، بلکه خون‌ریزی مداوم، فرسایش اقتصادی و قفل شدن روسیه در یک میدان پرهزینه.

باشگاه ورزشی موج (فرمانیه)

تمرین حرفه‌ای در فضایی مجهز به دیواره سنگنوردی، دستگاه‌های بدنسازی و برنامه‌های استقامت.

مشاهده جزئیات

جنگ فرسایشی؛ ابزار کلاسیک آمریکا

جنگ فرسایشی، یکی از ابزارهای کلاسیک راهبردی آمریکا در دهه‌های اخیر است؛ بدون ورود مستقیم، اما با افزایش تدریجی هزینه برای طرف مقابل. در افغانستان شوروی، عراق صدام، و حتی در رقابت اقتصادی با چین، این الگو تکرار شده است.

در اوکراین نیز، آمریکا با کمترین تلفات انسانی برای خود، موفق شده:

  • روسیه را وارد طولانی‌ترین جنگ اروپا پس از جنگ جهانی دوم کند
  • اقتصاد روسیه را از مسیر توسعه خارج کند
  • سرمایه انسانی و نظامی روسیه را فرسوده سازد
  • متحدان روسیه را در موقعیت انتخاب‌های پرهزینه قرار دهد

این‌جا، مسئله فقط اوکراین نیست؛ بلکه پیام به همه بازیگران تجدیدنظرطلب است: تغییر مرزها با زور، هزینه‌ای بلندمدت و سنگین خواهد داشت.

سقوط دومینویی متحدان پوتین

جنگ اوکراین، مانند دومینو، بر متحدان و دوستان پوتین نیز اثر گذاشته است. کشورهایی که یا به حمایت روسیه تکیه داشتند یا روی توازن قدرت میان شرق و غرب حساب باز کرده بودند، اکنون با واقعیتی جدید مواجه‌اند.

سوریه

روسیه که ضامن بقای دولت دمشق بود، به‌دلیل درگیری عمیق در اوکراین، بخشی از تمرکز و توان خود را از دست داده است. کاهش حضور نظامی، فشار اقتصادی و وابستگی بیشتر سوریه به بازیگران دیگر، نشانه‌های این عقب‌نشینی است. مسیری که در نهایت به سقوط بشار اسد انجامید.

ونزوئلا

اقتصاد ونزوئلا که امید داشت با حمایت روسیه و چین از فشار آمریکا عبور کند، همچنان زیر تحریم‌ها دست‌وپا می‌زند. روسیه، دیگر توان یا اراده‌ای برای سرمایه‌گذاری راهبردی گسترده ندارد. اینک نیز مادورو و همسرش در دستان کاخ سفید هستند و احتمالا باز نخواهند گشت.

ایران، بلاروس و دیگر شرکا

در جنگ دوازده روزه بین اسرائیل و ایران نیز روسیه در عمل هیچ حمایت از حاکمیت فعلی ایران نکرد. نه خبری از سوخو ۳۵ بود و نه خبری از s400 و البته این در حالیست که اقتصاد روسیه حتی در قبل از جنگ اوکراین نیز مبادله چندانی با ایران نداشت. از سوی دیگر اقتصاد ایران در سایه تحریم ها از یک طرف و ناکارآمدی از طرف دیگر در حال خرد شدن است.

ناتو؛ برنده ناخواسته جنگ

یکی از تناقض‌های بزرگ جنگ اوکراین این است که هدف اصلی پوتین—جلوگیری از گسترش ناتو—عملاً نتیجه‌ای معکوس داشته است. فنلاند و سوئد، دو کشور بی‌طرف سنتی، به سمت عضویت در ناتو رفتند و انسجام درون این ائتلاف به بالاترین سطح خود در دهه‌های اخیر رسید.

بودجه‌های نظامی اروپا افزایش یافت، وابستگی امنیتی به آمریکا تقویت شد و ناتو، بار دیگر به ستون اصلی امنیت غرب تبدیل گشت. به بیان ساده‌تر، پوتین با دست خود، دشمنی را که قصد مهار آن را داشت، تقویت کرد.

چرا چین وارد این بازی نمی‌شود؟

برخلاف تصور برخی تحلیل‌ها، چین هیچ انگیزه‌ای برای ورود مستقیم به جنگ اوکراین یا تقابل نظامی آشکار با غرب ندارد. اقتصاد چین عمیقاً با اقتصاد آمریکا و اروپا گره خورده است؛ حجم مبادلات تجاری چین با آمریکا و اتحادیه اروپا سالانه به صدها میلیارد دلار می‌رسد و بخش بزرگی از رشد اقتصادی پکن وابسته به دسترسی پایدار به بازارهای غربی، فناوری‌های پیشرفته و زنجیره‌های تأمین جهانی است. چین برخلاف روسیه، قدرت خود را نه از طریق جنگ فرسایشی بلکه از مسیر تجارت، سرمایه‌گذاری و نفوذ اقتصادی توسعه داده و به‌خوبی می‌داند که ورود به یک درگیری ژئوپلیتیک پرهزینه، می‌تواند موتور رشد داخلی و ثبات اجتماعی آن را با خطر جدی مواجه کند. از این منظر، چین ترجیح می‌دهد در نقش بازیگری «ناظر و منتفع» باقی بماند؛ کسی که از تضعیف روسیه ناراضی نیست، اما حاضر هم نیست برای نجات پوتین، بهای قطع رابطه با غرب و آمریکا را بپردازد.

آیا این مسیر به سقوط خود پوتین ختم می‌شود؟

پرسش اصلی این‌جاست: آیا این بازی فرسایشی در نهایت به سرنگونی خود پوتین منجر خواهد شد؟

پاسخ کوتاه: نه لزوماً فوری، اما بالقوه بله. (و حتی شاید فوری)

تاریخ روسیه نشان می‌دهد که شکست‌های طولانی و پرهزینه خارجی —از جنگ روسیه–-ژاپن گرفته تا افغانستان شوروی—همواره به تزلزل داخلی منجر شده‌اند. نارضایتی اجتماعی، فشار اقتصادی، شکاف در نخبگان و فرسایش مشروعیت، عواملی هستند که در بلندمدت می‌توانند هر نظام اقتدارگرا را با بحران مواجه کنند.

آمریکا و متحدانش دقیقاً روی همین «زمان» حساب باز کرده‌اند؛ نه ضربه ناگهانی، بلکه خستگی تدریجی.

جمع‌بندی: اوکراین فراتر از یک جنگ

جنگ اوکراین فقط نبردی بر سر خاک نیست؛ بلکه تقابل دو روایت از نظم جهانی است:

  • نظم تک‌قطبی با رهبری آمریکا
  • رؤیای چندقطبی با محوریت قدرت‌های تجدیدنظرطلب

تا این‌جا، کفه ترازو به‌وضوح به نفع آمریکا و متحدانش سنگینی می‌کند. روسیه درگیر، متحدانش مردد و نظم غربی—برخلاف پیش‌بینی‌ها—منسجم‌تر از قبل شده است.

اوکراین، باتلاقی شده که هرچه زمان می‌گذرد، نه‌تنها سربازان روس، بلکه اعتبار، نفوذ و آینده سیاسی پوتین و دوستانش را نیز در خود فرو می‌برد. این بازی، اگر با همین منطق ادامه یابد، ممکن است نقطه پایانش نه در کی‌یف، بلکه در خود مسکو رقم بخورد و گویا این دومینو پله پله به کرملین نزدیک تر می شود.

۴.۳/۵ - (۲۰ امتیاز)

دکتر مهدی جباریان

دکتر مهدی جباریان دکتری مدیریت استراتژیک دانشگاه تهران کارشناس ارشد مدیریت بازرگانی دانشگاه علامه طباطبایی کارشناسی مهندسی معماری دانشگاه آزاد اسلامی مشاور و مدرس حوزه استراتژی و مدیریت مدرس سازمان مدیریت صنعتی استان همدان 20 سال سابقه مدیریتی و اجرایی در مشاوره مدیریت، صنعت ساختمان و مدیریت ورزش مشاوره شرکت های گوناگون از مجموعه اتکا تا شرکت سیگار بهمن مجموعه رنگ خلیج فارس و .. مولف کتاب مدیریت استراتژیک در سطح ملی نویسنده بیش از 1000 عنوان مقاله در زمینه های سیاست، ورزش، مدیریت و اقتصاد mahdi.jabarian@ut.ac.ir mehdi.jabariannn@gmail.com

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا