استراتژیبدون دسته بندیکسب و کار

تفکر استراتژیک

تفکر استراتژیک به عنوان یک فرآیند ذهنی و شکلی از فکر کردن تعریف می شود که در زمینه دستیابی به هدف صورت می گیرد. به عنوان یک فرآیند شناختی در اینجا فکر تولید میشود.

در فضای مدیریت ، تفکر استراتژیک شامل خلق و به کار گیری بینش های خاص در کسب و کار و فرصت ها برای ایجاد مزیت رقابتی در کسب و کار و شرکت می شود.

مرتبط : استراتژی چیست؟

سطوح تفکر استراتژیک

این شکل از تفکر می تواند در سه سطح ایجاد شود:

  • فردی
  • گروهی
  • سطح سازمان

تفکر استراتژیک در سطح افراد شکل می گیرد. سپس با استفاده زبان و دیالوگ بین افراد به شکل تفکر گروهی و سپس در سطح سازمان نمود می یابد. در سطح گروه خلاقیت در کنار تفکر فردی به ایجاد راه حل ها می انجامد.

تفکر استراتژیک

شامل یافتن و توسعه ظرفیت بینش استراتژیک برای کشف آینده های ممکن و چالشهای پیش روی سازمان می شود.

یک تفاوت بزرگ بین تفکر و برنامه ریزی استراتژیک وجود دارد. تفکر استراتژیک را باید روح استراتژی و برنامه ریزی استراتژیک را کالبد فیزیکی آن دانست.

دکتر مهدی جباریان

به نظر ژنرال بوفره تفکر استراتژیک یک فرآیند ذهنی است که باید توانایی ترکیب داده های روانشناختی و مادی را داشته باشد. یک استراتژیست باید ظرفیتی بالا در تحلیل و هم ترکیب را دارا باشد. تحلیل برای سرهم کردن داده ها لازم است و ترکیب باعث کشف واقعیت ها و نتیجه گیری از دل این جمع بندی ها می شود.

مرتبط : مزیت رقابتی

تفکر استراتژیک چیست؟

به طور کلی می توان گفت که هیچ تعریف مورد پذیرش یکسانی برای این نوع از اندیشیدن وجود ندارد. حتی لیست دقیقی از شایستگی های کلیدی برای دستیابی به آن ارایه نشده است.

بیشتر صاحبان کسب و کار ، محققان و نظریه پردازان به این نتیجه رسیده اند که مدلهای سنتی استراتژی سازی که براساس برنامه ریزی استراتژیک انجام میشوند، به درستی عمل نمی کنند. امروزه استراتژی در حال عبور از پارادایم برنامه ریزی به سوی تفکر استراتژیک می باشد.

یک استراتژی خوب یک استراتژیست خوب را در قلب خود دارد. اوست که با به هم ریختن قوانین بازی و تفکر خارج از چارچوب راه حل های جدید و غیرقابل پیش بینی توسط رقبا تولید می کند.

تکنیک ها و ابزارهای ارتقای تفکر استراتژیک

تکنیکها و ابزارهای چندی برای بهبود و تقویت آن بر شمرده شده اند:

  • همگام سازی مغزی : سطح فردی.
  • جذب اطلاعات از منابع نامتجانس : سطح فردی.
  • انجام فعالیت های خلاقانه و ورزشهای فکری : سطح فردی.
  • تفکر خارج از چارچوب : سطح فردی
  • ایجاد گروههای خلاقیت : سطح گروهی.
  • ایجاد طوفانهای مغزی : سطح گروهی
  • تسهیل یادگیری و ارتقای فرهنگ یادگیری در سازمان
  • ایجاد ارتباط مورب در سازمان : سطح سازمانی

تفکر در برابر برنامه ریزی استراتژیک

تفکر و برنامه ریزی استراتژیک با اینکه متمایز از یکدیگرند، اما ارتباط متقابل دارند و مکمل هم هستند. از نگاه گریتز نقش تفکر استراتژیک نوآوری و خلق آینده های متفاوت است که شرکت و حتی صنعت را به سوی آن هدایت می کند. نقش برنامه ریزی در اینجا تولید و پشتیبانی استراتژی هایی است که در فرآیند تفکر استراتژیک ایجاد شده اند.

از نظر منیزبرگ تفکر استراتژیک بیشتر به دنبال ترکیب است تا تحلیل. در اینجا مدیریت به دنبال جذب تمامی یادگیریهاییست که توسط خودش و در سازمان به انواع مختلف ایجاد شده است. سپس این یادگیری به شکل یک چشم انداز ظهور می کند. از نظر وی این فرآیند قابل برنامه ریزی نیست. هر چند که از دیدگاه دیگران راههایی برای بهبود دادن آن مطرح شده است.

تفاوت های تفکر و برنامه ریزی استراتژیک از نگاه لیدتکا

بر اساس نظر جین لیدتکا، تفکر استراتژیک از جنبه های گوناگونی با برنامه ریزی متفاوت می باشد:

تفکر استراتژیکبرنامه ریزی استراتژیک
چشم انداز آیندهتنها شکل آینده را می توان پیش بینی کرد.یک آینده که پیش بینی پذیر و شناسایی با جزئیات است.
تدوین و پیاده سازی استراتژی تدوین و پیاده سازی در ارتباط متقابل بوده و تقریبا همزمان به پیش می روند. نقشهای پیاده سازی و پیاده سازی به شکل مشخصی از هم جدا شده است.
نقش مدیریت در استراتژی سازیمدیران سطح پایینتر سازمان در استراتژی سازی دخیل هستند و فرصت ها را کشف می کنند. مدیران ارشد با اطلاعاتی که از مدیران سطح پایینتر می گیرند به ایجاد استراتژی می پردازند. سپس مدیران رده پایین آنرا اجرا می کنند.
کنترلاتکا به خود مرجعی و حس قصد استراتژیک در ذهن مدیران در سراسر سازمان شکل می گیرد، که در انتخابهای آنها تاثیر می گذارد. استفاده از سیستم های کنترلی ، معیارها و روشهای رسمی کنترل
نقش مدیریت در پیاده سازیهمه مدیران سیستم بزرگتر را درک می کنند. ارتباط بین عملکرد خود و تاثیر آن در سازمان را درک می کنند. همه نقشها بر هم کنش دارند.مدیران سطح پایین تنها نقش خود را می دانند و تنها بر اساس وظایف خود عمل می کنند.
استراتژی سازیاستراتژی و تغییر به هم متصل می باشند. ایجاد و پیاده سازی گزینه های استراتژیک جدید اهمیت دارد.چالش استراتژی سازی یک فرآیند تحلیلی است.
فرآیند و خروجی نگاه به فرآیند برنامه ریزی به عنوان یک عنصر مهم و ارزش زاتمرکز بر خلق برنامه به عنوان هدف نهایی

شایستگی های مرتبط با تفکر استراتژیک

لیدتکا پنج ویژگی اصلی در عمل برشمرده است:

  • چشم انداز سیستمی : توانایی درک تاثیرات فعالیت های استراتژیک. تاثیر تصمیمات در سراسر سیستم
  • هدف محور : متعهدتر و با تسلط بیشتر نسبت به رقبا در بازار. با تمرکز بیشتر نسبت به رقبا به فعالیت موجود.
  • تفکر در زمان : به معنای توانایی نگاه داشتن گذشت ، حال و آینده در زمان واحد در ذهن به منظور تصمیم گیری بهتر و سرعت پیاده سازی. استراتژی تنها بر اساس قصدی برای آینده به پیش نمیرود. این در واقع یک شکاف بین واقعیت امروز و قصد برای آینده است که باید پر شود. برنامه ریزی سناریویی یک روش عملی برای ترکیب زمان فکر کردن با استراتژی سازی می باشد.
  • فرض محور : اطمینان از اینکه تفکر خلاق و بحرانی هر دو در استراتژی سازی دخیل هستند. استفاده از روش علمی برای تفکر استراتژیک.
  • فرصت طلبی هوشمندانه : که به معنای واکنش نشان دادن به فرصت هاست.

مرتبط : شایستگی محوری

امتیاز شما

User Rating: ۵ ( ۱ votes)
منبع
"What is Strategic Thinking?". harvardbusiness.orgHenry Mintzberg (1994), “The Fall and Rise of Strategic Planning”, Harvard Business Review Jeanne Liedtka, (2000), “Strategic planning as a contributor to strategic change: a generative model
برچسب ها

دکتر مهدی جباریان

دکتر مهدی جباریان دکتری مدیریت استراتژیک دانشگاه تهران کارشناس ارشد مدیریت بازرگانی دانشگاه علامه طباطبایی کارشناسی مهندسی معماری دانشگاه آزاد اسلامی مشاور و مدرس حوزه استراتژی و مدیریت mahdi.jabarian@ut.ac.ir

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن