استراتژیبدون دسته بندیکسب و کار

استراتژی چیست : تعاریف مختلف ، انواع…

اینروزها واژه استراتژی را هر جایی می توانید ببینید. در واقع هر جایی که قرار است به اهمیت چیزی اشاره شود از این لغت استفاده می گردد. اما به واقع مفهوم استراتژی مهم بودن یک چیز نیست.

ریشه لغت استراتژی از استراتاگوس یا هنر ژنرال در زبان یونانی می آید. یک ژنرال جنگی از آن برای پیروزی در نبرد استفاده میکند که هنوز هم چنین می باشد. اما ریشه های واقعی استراتژی در کجاست؟

استراتژی

ریشه های استراتژی

بروس هندرسون عقیده دارد که ریشه اصلی استراتژی به اصل بقا باز می گردد. انواع جانداران در طول تاریخ کره زمین به نوعی از آن بهره می برده اند تا به بقای خود ادامه دهند. اولین گونه ها بر اساس نوع خاصی از استراتژی و با تکیه بر انطباق خود را با شرایط محیط هماهنگ می کردند تا بتوانند از انقراض جلو گیری کنند. در نهایت فقط آنهایی توانستند به بقای خود ادامه دهند که بیشترین میزان انطباق پذیری را داشتند.

زمینه ها

ریشه های استراتژی در هر جایی که شکلی از رقابت در آن وجود داشته است نمود یافته. از مهمترین آنها می توان به چهار زمینه اشاره کرد :

  • جنگ
  • سیاست
  • کسب و کار
  • ورزش

در هر چهار زمینه عنصر کلیدی رقابت است. پس استراتژی را بایستی ابزاری برای رقابت دانست. حتی در کهن ترین شکل آن نیز یک نبرد برای بقا وجود داشته. به این شکل که انواع گونه ها برای اینکه به بقای خود ادامه دهند با یکدیگر رقابت کرده اند.

استراتژی در جنگ

از پیشگامان استفاده از نگاه استراتژیک در جنگ باید به سان تزو اشاره کرد. سان تزو یک ژنرال ، استراتژیست ، نویسنده و فیلسوف چینی در ۲۵۰۰ سال پیش بود. وی در کتاب هنر جنگ بر جایگزین ها در نبرد تمرکز می کند.

هدف از جنگیدن پیروزی با کمترین هزینه است.

سان تزو – هنر جنگ
نسخه دستنویس هنر جنگ روی نی بامبو

یکی از بزرگترین الگوهای نمادین بهره گیری از استراتژیک در قرون اخیر در جنگ را باید ناپلئون بناپارت دانست. وی در جنگهایش با تکیه بر راهبردهای جنگی با ارتشی که از نظر تعداد کمتر بود پیروزی کسب می کرد. کلاوس ویتز در کتاب درباره جنگ به بررسی استراتژیهای جنگ ناپلئون پرداخت. این کتاب هنوز هم به عنوان یکی از منابع آموزشی استفاده می گردد.

استراتژی در کسب و کار

اما پایه ورود راهبرد به کسب و کار هم بی ربط به رقابت نیست. پس از دوره ای که تولید انبوه در آن شکل گرفت. شرکتها به نقطه ای رسیدند که برای سهم بازار بیشتر مجبور به رقابت با یکدیگر شدند. در اینجا بود که در عمل و به شکل امروزی راهبرد وارد ادبیات کسب و کار شد. اما پیش از آنهم در کسب و کار وجود داشت هر چند که اسمی از آن آورده نمیشد.

تعریف چندلر از استراتژی

در سالهای ۱۹۶۰ آلفرد چندلر اولین کسی بود که به شکل رسمی از این واژه استفاده کرد.

استراتژی تعیین اهداف بلند مدت برای شرکت ، و انطباق دوره های عمل و نیز تخصیص منابع لازم برای دست یابی به این اهداف می باشد.

آلفرد چندلر

پس از وی نیز می توان به مایکل پورتر اشاره نمود. مایکل پورتر بیشتر از چندلربر رقابت تاکید داشت. وی به دست آوردن یک موقعیت قوی در بازار را در مرکز راهبرد قرار داد. موقعیتی که ذاتا نسبی می باشد.

یک فرمول گسترده از نحوه رقابت کسب و کار ، اهداف آن و خط مشی هایی که برای رسیدن به این اهداف مورد نیاز است. و ترکیب این اهداف برای جایگاهی که شرکت به دنبال رسیدن به آن می باشد. عصاره استراتژی انجام ندادن نبایست هاست.

مایکل پورتر

اما هنری مینتزبرگ استاد دانشگاه مک گیل به شکل دیگری به تعریف استراتژی می پردازد. وی به استراتژی به شکل واقع بینانه تر و آنطوری که در عمل اتفاق می افتد می نگرد. مینتزبرگ ۵ تعریف در این باره ارایه داده است:

استراتژی :

  • به عنوان طرح : یک مسیر هدایت شده از عمل برای دستیابی به مجموعه ای از اهداف. مانند مفهوم برنامه ریزی استراتژیک.
  • به عنوان الگو : یک الگوی پایدار از رفتار گذشته. استراتژی بیشتر از آنکه قصد شود در طول زمان به خودی خود تحقق می یابد. در اینجا وی به پدیدار شدن اشاره می کند.
  • به عنوان یک موقعیت : جایگاهی برای برندها ، شرکت ها در بازار بر پایه مفهوم مشتریان یا سایر ذینفعان. در اینجا راهبرد بیشتر تحت تاثیر عوامل بیرونی شکل می گیرد.
  • به عنوان ترفند : یک مانور خاص برای رویارویی یا چیرگی بر رقیب.
  • به عنوان یک منظر : به عنوان یک مدل ذهنی یا چشم انداز ایدئولوژیک.

ریچارد روملت در استراتژی خوب ، استراتژی بد. آنچه که تا اینجا بیان شد را به شکلی تکمیل می کند. وی برای استراتژی خوب چند ویژگی بر میشمارد. از نظر روملت ، استراتژی خوب غیرمنتظره است. به خودی خود متمایز می باشد و دارای خطوط راهنما برای رسیدن به هدف است. استراتژی خوب به دنبال بهترین استفاده از منابع پدید می آید. و از لفاظی پرهیز می کند.

استراتژی

تعریف استراتژی از دیدگاههای مختلف

جورج اشتاینر، استاد مدیریت و یکی از بنیانگذاران کالیفرنیا منجمنت ریویو، به طور کلی یکی از شخصیتهای اصلی در خاستگاه و توسعه برنامه ریزی استراتژیک محسوب می شود. کتاب او با عنوان برنامه ریزی استراتژیک، را می توان به نوعی یک کتاب مقدس در این حوزه به شمار آورد. با این حال او تنها در یادداشتهای پایان کتاب به تعریف استراتژی می پردازد. وی خاطر نشان کرد که استراتژی به عنوان راهی اشاره به آنچه شخص برای مقابله با حرکات واقعی یا پیش بینی شده رقبا انجام می دهد، وارد ادبیات مدیریت شد. اشتاینر همچنین در یادداشت های خود اشاره می کند که توافق کمی در مورد معنای استراتژی در دنیای تجارت وجود دارد. برخی از تعاریفی که او به آنها اشاره کرده به شرح زیر هستند:

  • استراتژی کاری است که مدیریت ارشد انجام می دهد و برای سازمان از اهمیت زیادی برخوردار است.
  • استراژی به تصمیمات اساسی جهت دارد، یعنی اهداف و ماموریت ها اشاره دارد. استراتژی شامل اقدامات مهمی است که برای تحقق این جهتها ضروری هستند.
  • استراتژی به این سوال پاسخ می دهد: سازمان باید چه کاری انجام دهد؟
  • استراتژی به این سوال پاسخ می دهد: اهداف مورد نظر چه هستند و چگونه باید به آنها رسید؟

اشتاینر در سال ۱۹۷۹ مباحث خود را ارایه کرد که تقریبا در اواسط نقطه اوج برنامه ریزی استراتژیک بود. در اواخر دهه ۸۰ بود که برنامه ریزی استراتژیک روبه افول گذاشت و این دوره ما را به مینتزبرگ می رساند.

برای مطالعه بیشتر به مقاله تعریف استراتژی از دیدگاههای مختلف مراجعه کنید.

انواع استراتژی

برای اینکه درک درستی پیرامون انواع استراتژی در کسب و کار صورت بگیرد، لازم می نماید که ابتدا توضیحاتی پیرامون سطوح استراتژی ارایه شود. به طور کلی چهار سطح از استراتژی در سازمانها به کار گرفته میشود. استراتژی در سطح شرکت ، استراتژی در سطح کسب و کار و استراتژی عملیاتی و استراتژی عملکردی.
برای مطالعه بیشتر در این زمینه مقاله انواع استراتژی را در وب سایت دکتر مهدی جباریان بخوانید.

تفاوت استراتژی و تاکتیک

هر دو اصطلاح استراتژی و تاکتیک از یونان باستان نشاءت گرفته اند و بیشترین ارتباط را با هنر جنگ داشتند. استراتژی بر این زمینه متمرکز است که چگونه می توان از تعاملات رزمی برای دست یافتن به اهداف استفاده کرد. تاکتیک ها نحوه استفاده از نیروهای نظامی برای دست یابی به این اهداف را توصیف می کنند. در این مطلب به تعریف و بررسی تفاوت استراتژی و تاکتیک می پردازیم.

بر اساس تعریف:

  • استراتژی برنامه (و روشی) است که برای دستیابی به وضعیت آینده مطلوب استفاده میشود.
  • تاکتیک به فعالیتهایی گفته میشود که برای دستیابی به استراتژِ انجام میشوند و به برنامه استراتژیک اجازه میدهد که از نقطه عطفی به نقطه عطف دیگر پیشرفت کند.

تفکر استراتژیک

تفکر استراتژیک به عنوان یک فرآیند ذهنی و شکلی از فکر کردن تعریف می شود که در زمینه دستیابی به هدف صورت می گیرد. به عنوان یک فرآیند شناختی در اینجا فکر تولید میشود.

در فضای مدیریت ، تفکر استراتژیک شامل خلق و به کار گیری بینش های خاص در کسب و کار و فرصت ها برای ایجاد مزیت رقابتی در کسب و کار و شرکت می شود.

هوش استراتژیک چیست؟

هوش استراتژیک مربوط به جمع آوری، پردازش، تجزیه و تحلیل و انتشار هوشی است که برای شکل دادن به خط مشی، سیاست گذاری و برنامه های نظامی در سطح فردی تا ملی لازم خواهد بود.

دونالد مارچند اعتقاد دارد که هوش استراتژیک رهبران سازمانی، موجب به وجود آمدن هوشمندی رقابتی میشود. در واقع این توانایی سازگارپذیری با شرایط دائما متغیر امروزی می باشد که با گام برداشتن در یک مسیر ثابت و هموار مغایرت دارد.

مدیریت استراتژیک

مدیریت استراتژیک یک مسیر کلی برای شرکت ایجاد می کند و شامل مشخص کردن اهداف سازمان ، ایجاد خط مشی ها و برنامه ها برای رسیدن به این اهداف و تخصیص منابع برای پیاده سازی این برنامه ها میشود.

مدلهای زیادی در زمینه مدیریت استراتژیک توسط متخصصین در وادی عمل و نظریه ایجاد شده اند که شامل برنامه ها ، اهداف ، خط مشی ها برای دستیابی به نتایج می شوند.

تدوین استراتژی

فرآیند ایده پردازی، تفکری است که در پس تدوین استراتژی وجود دارد. اعضای مدیریت ارشد به مفهوم سازی، برنامه ریزی، طراحی و تجزیه و تحلیل اطلاعات می پردازند، شرایط و روند موجود در تجارت و صنعت را بررسی می کنند و سپس با توجه به این موارد ایده ها برای محصولات و خدمات تولید می شوند. پس از آن افراد سازمانی این ایده ها را به استراتژی های مشخص یا دوره های عملی تبدیل می کنند. تصور کردن می تواند شامل تحقیقاتی برای کمک به روند برنامه ریزی استراتژیک باشد. توصیه ها در اینجا به مرور و با بازنگری محیط داخلی و خارجی ارائه میشوند.

برنامه ریزی استراتژیک چیست؟

برنامه ریزی استراتژیک هنر ایجاد استراتژی های خاص تجاری، پیاده سازی آنها و ارزیابی نتایج اجرای برنامه، با توجه به اهداف یا خواسته های کلی بلند مدت یک شرکت می باشد. این مفهوم با ادغام بخشهای مختلف در یک شرکت برای تحقق اهداف استراتژیک آن تمرکز دارد. اصطلاح برنامه ریزی استراتژیک در بسیاری از موارد مترادف مدیریت استراتژیک در نظر گرفته میشود. برای مطالعه بیشتر مقاله برنامه ریزی استراتژیک را در بخوانید.

تحلیل استراتژیک چیست؟

تجزیه و تحلیل استراتژیک به فرآیند انجام تحقیقات بر روی یک شرکت و محیط عملیاتی آن به منظور تدوین استراتژی اشاره دارد. تعریف تحلیل استراتژیک ممکن است از نگاه آکادمیک یا کسب و کار تفاوت داشته باشد، اما این روند شامل چند فاکتور مشترک میشود:

  • شناسایی و ارزیابی داده های مربوط به استراتژی شرکت.
  • تعریف محیطهای داخلی و خارجی برای تجزیه و تحلیل.
  • استفاده از روشهای متعدد تحلیل استراتژیک مانند تحلیل پنج نیروی پورتر، تجریه و تحلیل SWOT و تجزیه و تحلیل زنجیره ارزش.

مقاله تحلیل استراتژیک را در این رابطه بخوانید.

نقشه استراتژی

درک نمودارها به جای استفاده از پاورپوینتهای قدیمی راحتتر است. استفاده از نقشه استراتژی باعث میشود که بشود ارتباط بهتری بین اهداف سازمان، جهت و اولویت ها برقرار کرد. از طرف دیگر فرصتی به دست می دهد تا افراد سازمانی در گروهها و سطوح مختلف درگیر استراتژی سازمان شوند.

نقشه های استراتژی نقش مهمی در سازمانها را به خود اختصاص می دهند. این ابزاری است که باعث تقویت ارتباطات، تفکر و گفتمان می گردد. 

User Rating: ۴.۸۷ ( ۳ votes)
برچسب ها

دکتر مهدی جباریان

دکتر مهدی جباریان دکتری مدیریت استراتژیک دانشگاه تهران کارشناس ارشد مدیریت بازرگانی دانشگاه علامه طباطبایی کارشناسی مهندسی معماری دانشگاه آزاد اسلامی مشاور و مدرس حوزه استراتژی و مدیریت mahdi.jabarian@ut.ac.ir

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن