استراتژیبدون دسته بندی
موضوعات داغ

تعریف استراتژی از دیدگاه های مختلف

مفهوم و تعریف استراتژی از ارتش و جنگ وام گرفته شده و برای استفاده در کسب و کار سازگار شده است. در کسب و کار نیز همانند ارتش، استراتژی پلی است که بین سیاست و تاکتیکها وجود دارد. استراتژی ها و تاکتیکها در کنار یکدیگر فاصله بین اهداف و ابزار را پر می کنند. در این مقاله به تعریف استراتژی از دیدگاههای مختلف برای روشن سازی مفهوم آن پرداخته میشود.

بعضی از مبانی زبانی

استراتژی اصطلاحی است که از واژه یونانی استراتژیا به معنای لشکرکشی گرفته شده است. این مفهوم در ارتش اغلب به مانورهایی درباره به دست گیری موقعیت برتر نسبت به رقبا اشاره دارد. هنگام درگیری نیز تاکتیکها هستند که اهمیت پیدا می کنند. در اینجا به کارگیری نیروها در مرکز قرار می گیرد.

بر اساس نظر کلاوس ویتز، جنگ ادامه سیاست است که با ابزاری دیگر صورت می پذیرد. با توجه به ریشه چند صد ساله تعریف استراتژی در بحث نظامی، شروع کار بررسی استراتژی از نگاه نظامی منطقی به نظر می رسد و در این رابطه منبعی بهتر از دیدگاه لیدل هارت وجود ندارد.

تعریف استراتژی از دیدگاه لیدل هارت

لیدل هارت در کتاب خود، استراتژی، به بررسی جنگ ها و نبردهای مربوط به زمان یونانیان باستان تا جنگ جهانی دوم می پردازد. وی نتیجه گرفت که تعریف کلاوسویتس از استراتژی به عنوان” هنر به کارگیری نبردها به عنوان وسیله ای برای رسیدن به هدف جنگ” از این نظر نادرست است که این دیدگاه از استراتژی به سیاست نفوذ کرده و نبرد را تنها وسیله دستیابی به اهداف استراتژیک قلمداد می کند. لیدل هارت با خاتمه بررسی خود در مورد جنگها، سیاست، استراتژی و تاکتیک به این تعریف کوتاه از استراتژی میرسد:”هنر توزیع و استفاده از ابزارهای نظامی برای تحقق اهداف سیاست” حذف کلمه نظامی فرستادن تعریف استراتژی به دنیای کسب و کار را آسان می کند. این امر ما را به یکی از پدرخوانده های برنامه ریزی استراتژیک یعنی جورج اشتاینر می رساند.

استراتژی به گفته جورج اشتاینر

جورج اشتاینر، استاد مدیریت و یکی از بنیانگذاران کالیفرنیا منجمنت ریویو، به طور کلی یکی از شخصیتهای اصلی در خاستگاه و توسعه برنامه ریزی استراتژیک محسوب می شود. کتاب او با عنوان برنامه ریزی استراتژیک، را می توان به نوعی یک کتاب مقدس در این حوزه به شمار آورد. با این حال او تنها در یادداشتهای پایان کتاب به تعریف استراتژی می پردازد. وی خاطر نشان کرد که استراتژی به عنوان راهی اشاره به آنچه شخص برای مقابله با حرکات واقعی یا پیش بینی شده رقبا انجام می دهد، وارد ادبیات مدیریت شد. اشتاینر همچنین در یادداشت های خود اشاره می کند که توافق کمی در مورد معنای استراتژی در دنیای تجارت وجود دارد. برخی از تعاریفی که او به آنها اشاره کرده به شرح زیر هستند:

  • استراتژی کاری است که مدیریت ارشد انجام می دهد و برای سازمان از اهمیت زیادی برخوردار است.
  • استراژی به تصمیمات اساسی جهت دارد، یعنی اهداف و ماموریت ها اشاره دارد. استراتژی شامل اقدامات مهمی است که برای تحقق این جهتها ضروری هستند.
  • استراتژی به این سوال پاسخ می دهد: سازمان باید چه کاری انجام دهد؟
  • استراتژی به این سوال پاسخ می دهد: اهداف مورد نظر چه هستند و چگونه باید به آنها رسید؟

اشتاینر در سال ۱۹۷۹ مباحث خود را ارایه کرد که تقریبا در اواسط نقطه اوج برنامه ریزی استراتژیک بود. در اواخر دهه ۸۰ بود که برنامه ریزی استراتژیک روبه افول گذاشت و این دوره ما را به مینتزبرگ می رساند.

تعریف استراتژی از نگاه مینتزبرگ

هنری مینتزبرگ در کتاب خود با عنوان”ظهور و سقوط برنامه ریزی استراتژیک” در سال ۱۹۹۴، اشاره کرد که افراد از استراتژی به چندین روش مختلف استفاده می کنند که متداول ترین آنها چهار روش است:

  • استراتژی به عنوان یک برنامه، وسیله ای برای رفتن به یک نقطه یا رسیدن به یک مقصد. استراتژی پاسخ به چگونگی است.
  • استراتژی به عنوان الگویی از اقدامات در طول زمان. به عنوان مثال شرکتی که به طور منظم محصولات بسیار گران به بازار عرضه می کند، در حال استفاده از استراتژی “high end” می باشد.
  • استراتژی یک موقعیت است. یعنی منعکس کننده تصمیمات برای ارائه محصولات یا خدمات خاص به بازارهای خاص می باشد.
  • استراتژی یک منظر است. یک چشم انداز یا جهت.

مینتزبرگ استدلال می کند که استراتژی با گذار زمان و درگیری اهداف با واقعیت در حال تغییر ظاهر می شود. بنابراین، ممکن است با یک چشم انداز یا منظر آغاز شده و به دنبال به دست آوردن موقعیتی مشخص باشد که در راه رسیدن به آن از برنامه ای دقیق استفاده میشود که خروجی ها به شکل تدریجی و بر اساس الگوهایی ایجاد می گردند. الگوی تصمیمات و اعمال را مینتزبرگ به نام استراتژی تحقق یافته معرفی کرد.

تیپولوژی مینتزبرگ در تعریف استراتژی توسط سایر محققان دنیای کسب و کار از جمله کنث اندروز، پروفسور دانشگاه کسب و کار هاروارد و سایرین حمایت شده است.

استراتژی به گفته کنث اندروز

کنث اندروز تعریف استراتژی را در کتاب خود به این شکل ارایه می کند:

استراتژی شرکتی الگویی است که تصمیمات یک شرکت شامل اهداف بلند مدت و کوتاه مدت آنرا تعیین و آشکار می کند. سیاست ها و برنامه های اصلی برای دستیابی به آن اهداف تولید کرده و دامنه مشاغل را معین می نماید، نوعی سازمان اقتصادی و انسانی است که هست یا قرار است باشد و ماهیت اقتصادی و غیر اقتصادی به ذینفعان، کارکنان، مشتریان و جوامع می دهد.

تعریف اندروز بین استراتژی شرکتی که تعیین کننده کسب و کارهای یک شرکت است و استراتژی کسب و کار که اساس رقابت در یک تجارت خاص را تعیین می کند، تمایز قائل می شود. بنابراین او همچنین “موقعیت” را به عنوان نوعی استراتژی پیش بینی کرد. استراتژی به عنوان مبنای رقابت ما را به یکی دیگر از استادان دانشگاه هاروارد، مایکل پورتر میرساند.

به طور کلی می توان گفت که استراتژی در حضور رقابت معنا پیدا میکند. از بقا در طبیعت، رشته های ورزشی رقابتی، جنگ، سیاست و کسب و کار، عنصر مشترک رقابت بر سر بقا یا پیروزی میباشد.

دکتر مهدی جباریان

تعریف استراتژی از دیدگاه مایکل پورتر

در مقاله ای در سال ۱۹۹۶ در هاروارد بیزینس ریویو، پورتر اظهار کرد که استراتژی رقابتی به معنای متفاوت بودن است. وی می افزاید: “این به معنای انتخاب آگاهانه مجموعه ای متفاوت از فعالیت ها برای ارائه ترکیبی بی نظیر از ارزش می باشد.” به طور خلاصه، پورتر استدلال می کند که استراتژی مربوط به موقعیت رقابتی، تمایز دادن خود در نظر مشتری، افزودن ارزش از طریق ترکیبی از فعالیت های متفاوت از رقبا است. پورتر در کتاب خود استراتژی رقابتی را به عنوان “ترکیبی از اهداف که شرکت در تلاش برای رسیدن به آنهاست و وسایل(سیاستهایی) که می خواهد به وسیله آنها به اهداف برسد.”تعریف می کند. بنابراین به نظر میرسد که پورتر مفاهیم برنامه و موقعیت را با یکدیگر ترکیب کرده باشد. البته باید در نظر داشت که تمرکز این نویسنده روی استراتژی رقابتی بوده است.

استراتژی از دید کپنر-ترگو

بنجامین ترگو و جان زیمرمن از شرکت کپنر-ترگو استراتژی را به عنوان”چارچوب راهنما برای انتخاب ماهیت و جهت گیری سازمان”تعریف می کنند. در نهایت، این امر به انتخاب محصولات(یا خدمات) و بازارها خلاصه میشود. ترگو و زیمرمن بحث می کنند که مدیران باید این تصمیمات را بر اساس یک “نیروی پیشران” در کسب و کار اتخاذ کنند. اگرچه نه نیروی پیشران وجود دارد، تنهایی یکی می تواند به عنوان اساس استراتژی برای یک کسب و کار معین باشد. این نه مورد در لیست زیر آمده اند:

  • محصولات ارایه شده
  • نیازهای بازار
  • فناوری
  • توانمندی در تولید
  • متد فروش
  • متد توزیع
  • منابع طبیعی
  • اندازه/رشد
  • بازده/سود

به نظر میرسد که ترگو زیمرمن استراتژی اساسا به عنوان یک دیدگاه در نظر گرفته اند.

تعریف استراتژی به گفته میشل رابرت

میشل رابرت در “استراتژی خالص و ساده” اظهار می کند که موضوعات اصلی”مدیریت استراتژیک” و “تفکر استراتژیک”هستند. رابرت این تصمیمات را به در چهار عامل نشان می دهد:

  • محصولات و خدمات.
  • بخشهای بازار
  • مشتریان
  • مناطق جغرافیایی

رابرت مانند ترگو و زیمرمن بیان می کند چندین نیروی محرک احتمالی وجود دارد اما فقط یکی می تواند پایه و اساس استراتژی باشد. ۱۰ نیروی محرکه نقل شده توسط رابط عبارتند از:

  • محصول – خدمت
  • روش بازاریابی-فروش
  • کاربر-مصرف کننده
  • روش توزیع
  • نوع بازار
  • منابع طبیعی.
  • ظرفیت تولید-توانمندی
  • اندازه/رشد
  • فناوری
  • بازده/سود

تعریف استراتژی از دید ترسی و ویرسما

مفهوم محدود کردن مبنایی که ممکن است استراتژی برای آن تدوین شود، توسط مایکل ترسی و فرد ویرسما نویسندگان کتاب “نظم رهبران بزرگ” ارایه دش. آنها در مقاله ای که پیش از انتشار کتابشان ادعا کردند که شرکت ها با محدود کردن، نه گسترش تمرکز کسب و کار به موقعیت های رهبری می رسند. این دو نفر سه “رشته ارزش” را شناسایی می کنند که می توانند به عنوان پایه استراتژی عمل کنند: برتری عملیات، صمیمیت با مشتری و رهبری محصول

  • برتری عملیاتی: استراتژی تولید و تحویل محصولت و خدمات پیش بینی شده است. هدف این است که صنعت را از نظر قیمت و آسایش هدایت کنیم.
  • صمیمیت با مشتری: هدف وفاداری طولانی مدت و سودآوری بلند مدت مشتری میباشد.
  • رهبری محصول: استراتژی برای تولید جریان مداوم پیشرفته ترین محصولات و خدمات پیش بینی شده است. هدف تجاری سازی سریع ایده های جدید می باشد.

هر یک از این سه رشته الزامات مختلفی را پیشنهاد می کنند. تعالی عملیاتی شامل فرآیندهای بازاریابی، تولید و توزیع در کلاس جهای است. صمیمیت مشتری نزدیک بودن به مشتری را نشان می دهد و روابط طولانی مدت را در پی دارد. رهبری محصول به وضوع روی تحقیق و توسعه متمرکز بر بازار و همچنین چابکی سازمانی تاکید می کند.

مطالب مرتبط با تعریف استراتژی

باشگاه موج / موج کوه

User Rating: ۵ ( ۱ votes)
برچسب ها

دکتر مهدی جباریان

دکتر مهدی جباریان دکتری مدیریت استراتژیک دانشگاه تهران کارشناس ارشد مدیریت بازرگانی دانشگاه علامه طباطبایی کارشناسی مهندسی معماری دانشگاه آزاد اسلامی مشاور و مدرس حوزه استراتژی و مدیریت mahdi.jabarian@ut.ac.ir

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن