استراتژیکسب و کارمدیریت

۱۰ دلیل شکست برنامه استراتژیک

اهمیت وجود برنامه ریزی استراتژیک در کسب و کار نیازی به تاکید ندارد. برنامه استراتژیک مانند نقشه ای است که در رسیدن به هدف از آن بهره گرفته میشود. اما همین برنامه ها هم لزوما همگی به موفقیت نمیرسند و برخی از دلایل می تواند باعث شکست آنها بشود.

اینجا ده دلیل بیان می شود که به چرایی شکست برنامه ها می پردازند. با اجتناب از این دامها شما به هدفتان برای پیاده سازی موفق یک استراتژی و رسیدن به هدف نزدیک تر می شوید.

دلایل شکست برنامه های استراتژیک

داشتن برنامه فقط برای داشتن برنامه

برخی از سازمانها به دنبال ایجاد برنامه استراتژیک می روند، آنهم فقط به یک دلایل ساده. اینکه فکر می کنند هر سازمان خوبی باید برنامه استراتژیک داشته باشد. این کار را انجام ندهید. برنامه برای خود برنامه نیست ، هدف از ایجاد برنامه رسیدن به یک مقصد نهایی است. داشتن برنامه ریزی استراتژیک یا چشم انداز و بیانیه ماموریت یک ژست برای سازمان نیست.

مرتبط : مدیریت استراتژیک

عدم درک درست محیط یا تمرکز بر اهداف

تیم های برنامه ریزی باید به تغییرات محیط کسب و کار توجه کرده ، اولویت های معنی دار ایجاد کنند و نیاز برای پیگیری اهداف را درک کرده باشند.

تعهد نیمه کاره

یا بهتر بگویم تعهد نصفه و نیمه ، ماکلان کسب و کار و مدیران سازمانها بایست تعهد کامل و همچنین درک کامل از چگونه کارکرد برنامه ریزی استراتژیک در سازمانشان داشته باشند. مسلما بدون ادراک درست این موضوع ایجاد تعهد سخت خواهد بود.

عدم درگیر کردن افراد درست

افرادی که باید در اجرا حضور داشته باشند می بایست از ابتدای برنامه ریزی درگیر شوند. کسانی که در طراحی و برنامه ریزی سهیم باشند ، قطعا در اجرا هم متعهدتر خواهند بود.

نوشتن برنامه و قرار دادن آن در قفسه

این حتی شاید بدتر از نداشتن یک برنامه باشد. اگر یک ابزار می تواند اثرگذار باشد باید مورد استفاده قرار گیرد. استراتژی چیزی است که وجود دارد چه روی کاغذ و چه بدون کاغذ پس چه بهتر که آنطور که واقعا باید باشد به شکل برنامه ریزی درآمده و اجرا شود.

عدم اراده یا عدم توانایی در تغییر

سازمان شما و برنامه شما می بایست توانایی تطبیق یافتن با شرایط محیط و بازار را داشته باشد. و همچنین قدرت کافی حامی برای اجرایی شدن آن به دست آید.

مرتبط : استراتژی سیاسی

قرار دادن آدمهای اشتباه در مناسب مدیریتی

مدیریت یا سازمان و سیستم باید درک کافی از موقعیت خاص رهبری در تصمیمات داشته باشند. افراد درست کسانی هستند که صلاحیت و تخصص های لازم را برای پیگیری برنامه استراتژیک سازمان دارند.

نادیده گرفتن واقعیت های محیط و بازار ، حقایق و فرضیه ها

مثل خوبی در فارسی وجود دارد که می گوید مثل کبک سرش را زیر برف کرده! کنایه از نوعی خودفریبی دارد که در زمان ایجاد برنامه هم پدید می آید. دست کم گرفتن مسائل ، باعث عدم پاسخگویی به موقع و صحیح به شرایط می شود.

مرتبط : رهبری در بحران

برنامه ریزی استراتژی - دکتر مهدی جباریان

عدم مسئولیت پذیری یا عدم پیگیری

نوشتن یک برنامه عالی به هیچ عنوان به معنای اجرا شدن آن نیست. اجرای برنامه نیاز به جدیت کافی دارد تا منابع در مسیر متمرکز شده و به سمت هدف بسیج شوند.

اهداف غیر واقع بینانه یا عدم تمرکز بر منابع

برنامه های استراتژیک می بایست شامل یک سری از اهداف هوشمندانه و البته برنامه ریزی برای بهره برداری دقیق از منابع باشند. درست است که انسانها می توانند کوهها را جابجا کنند، اما در عمل انسانها باید بولدوزر بسازند و سپس با بولدوزر کوهها را جابه جا کنند.

مرتبط : دیدگاه منبع محور

باشگاه ورزشی موج / مجله ورزشی موج کوه

برچسب ها

دکتر مهدی جباریان

دکتر مهدی جباریان دکتری مدیریت استراتژیک دانشگاه تهران کارشناس ارشد مدیریت بازرگانی دانشگاه علامه طباطبایی کارشناسی مهندسی معماری دانشگاه آزاد اسلامی مشاور و مدرس حوزه استراتژی و مدیریت mahdi.jabarian@ut.ac.ir

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن