بدون دسته بندیمدیریت

وظایف پنجگانه مدیریت

این مقاله به تشریح نظریه اداری پیرامون وظایف پنجگانه مدیریت بیان شده توسط هنری فایول در یک مسیر کاربردی می پردازد. پس از خواندن این مقاله شما پایه این اصول مدیریت را درک خواهید کرد. پنج عملکرد مدیریت شامل موارد زیر می باشد:

  • برنامه ریزی
  • سازماندهی
  • فرماندهی
  • هماهنگی
  • کنترل

مرتبط : استراتژی چیست؟ ، مدیریت استراتژیک

در آغاز قرن بیستم (سال ۱۹۱۶) مهندس فرانسوی، هنری فایول اصول نظریه مدیریت را خلق کرد. هنری فایول در واقع به عنوان پدرخوانده برای صف و ستاد در سازمان شناخته میشود. بر اساس تجارب موفقیت آمیز وی ، او چندین نظریه ایجاد کرد که همچنان تا به امروز پابرجا هستند. در آن زمان، مدیران دارای آموزش رسمی نبودند، اگرچه افزایش پیچیدگی در سازمانها باعث بروز نیاز به مدیریت حرفه ای گردید.

وظایف پنجگانه مدیریت

هنری فایول به دلیل ارایه اصول ۱۴ گانه مدیریت شهرت جهانی یافت. وی شش فعالیت عمومی در شرکت های صنعتی را از یکدیگر متمایز کرد: فنی ، تجاری ، مالی ، ایمنی ، حسابداری و مدیریتی. او همچنین پنج وظیفه مدیریت را تشریح کرد که همچنان در سازمانهای امروزی کاربرد دارند. این وظایف پنجگانه مدیریت بر ارتباط بین کارکنان و مدیریت تمرکز دارند و نکاتی درباره نحوه حل مسائل در یک مسیر خلاقانه ارایه می کنند.

برنامه ریزی

وظایف پنجگانه مدیریت

برنامه ریزی به آینده نگاه میکند. بر اساس نظر هنری فایول، ترسیم یک طرح خوب از عمل سختترین وظیفه مدیریت به حساب می آید. این کار نیاز به مشارکت فعال کل سازمان خواهد داشت. با توجه به زمان و پیاده سازی، برنامه ریزی باید سطوح مختلف سازمان را به یکدیگر مرتبط ساخته و آنها را با هم هماهنگ کند. برنامه ریزی بایست منابع موجود سازمان و انعطاف پذیری کارکنان را برای تداوم حرکت به خدمت بگیرید.

سازماندهی

یک سازمان تنها زمانی می تواند عمل کند که به خوبی سازماندهی شده باشد. این به معنای آن است که می بایست سرمایه ، نیروی انسانی و مواد اولیه کافی در اختیار سازمان باشد تا بتواند به خوبی فعالیت کرده و یک ساختار خوب کاری ایجاد نماید. ساختار سازمانی با یک تقسیم کار خوب دارای اهیمت حیاتی خواهد بود. زمانی که تعداد عملیات ساختمان افزایش می یابد، سازمان در جهت افقی و عمودی به صورت توامان گسترش خواهد یافت. این توسعه به نوع متفاوتی از رهبری نیاز دارد. سازماندهی یک وظیفه مهم در بین وظایف پنجگانه مدیریت می باشد.

فرماندهی

با وجود دستورات معین و شرح وظایف شفاف ، کارکنان به خوبی می دانند که چه انتظاری از آنان وجود دارد. بازده کل منابع انسانی با وجود شرح شغلهای مشخص و رتبه بندی فعالیتها بهینه میشود. مدیران موفق دارای یکپارچگی هستند و به خوبی با دیگران ارتباط برقرار می کنند. آنان توانایی برانگیختن یک تیم و تشویق کارکنان برای ابتکار عمل را خواهند داشت.

هماهنگی

با ایجاد هماهنگی سازمان عملکرد بهتری خواهد داشت. تاثیر مثبت بر رفتار کارکنان در این مرحله واجد اهمیت خواهد بود. در نتیجه هدف هماهنگی بازسازی انگیزه و انضباط در پویایی های گروهی می باشد. تنها با وجود مدیریت مثبت رفتار کارکنان است که می توان به اهداف سازمانی دست یافت.

کنترل

وظایف پنجگانه مدیریت

با بررسی قرار گیری رفتارها در مسیر هدف، یک سازمان خواهد فهمید که فعالیت ها بر اساس برنامه به پیش می روند یا شرایط غیر از این می باشد. کنترل در پنج گام وظایف پنجگانه مدیریت انجام میشود:

  • ایجاد استانداردهای عملکردی بر اساس اهداف سازمانی.
  • ارزیابی و گزارشدهی عملکرد واقعی.
  • مقایسه نتایج با عملکرد و استانداردها.
  • ایجاد اصلاحات لازم و بازبینی.

وظیفه ششم از نظر فایول

هنری فایول به پیش بینی کردن نیز به عنوان وظیفه ششم مدیریت اشاره کرده است.

مرتبط : پیش بینی استراتژیک

وظایف پنجگانه مدیریت : یک نگاه نزدیکتر به سازماندهی

به عنوان یکی از وظایف پنجگانه مدیریت، هنری فایول سازماندهی را به پنج زیردسته تقسیم می نماید. این پنج وظیفه اصلی همچنان حایز اهمیت در مدیریت هستند، هنری فایول به ویژه سازی نیز اشاره می کند، با این منظور که اگر اجازه استفاده از تخصص کارکنان داده شود این کار باعث افزایش مهارت آنها خواهد گردید. پس از آن وی به وحدت فرماندهی اشاره می کند که بر اساس آن یک کارمند بایست تنها نسبت به یک مدیر پاسخگو باشد. در اینجا زنجیره رسمی ارتباطات است که مشخص میکند یک کارمند باید با چه کسی و چگونه ارتباط برقرار کند. دسته چهارم هم در ادامه وحدت جهت می باشد که بر اساس آن کارکنان از جهت استراتژیک سازمان آگاهی می یابند. در پنجمین دسته اختیار و مسئولیت مطرح میشود که یعنی مدیران اختیار اتخاذ فرامین را بایست داشته باشند.

بحث

با اینکه از تبین وظایف پنجگانه مدیریت توسط هنری فایول بیش از یک قرن می گذرد، اما به نظر هنوز این دیدگاه در اکثر سازمانها کاربرد دارد. اما باید در نظر داشت که تخصص بیشتر در سطح سازمان و رشد سازمانهای ارگانیک باعث شده است، همه ساختارها شکل منعطفتری به خود بگیرند. امروزه سازمانهای زیادی هستند که اختیارات بیشتری به کارکنان خود می دهند. این روند نشان میدهد که با اینکه این سیستم تقسیم وظایف همچنان استوار میباشد اما به آرامی سایر بخشها در سازمان وظایف مدیریت مرکزی را بر عهده میگیرند. موضوعاتی مانند خودکنترلی در محیط کار، سازماندهی در تیمهای کاری و مانند اینها مثالهایی هستند که روند تغییرات را نشان میدهند.

مرتبط : رهبری در بحران ، هنری فایول

برچسب ها

دکتر مهدی جباریان

دکتر مهدی جباریان دکتری مدیریت استراتژیک دانشگاه تهران کارشناس ارشد مدیریت بازرگانی دانشگاه علامه طباطبایی کارشناسی مهندسی معماری دانشگاه آزاد اسلامی مشاور و مدرس حوزه استراتژی و مدیریت mahdi.jabarian@ut.ac.ir

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن